فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٧٦ - شيخ فضل اللّه نورى مواجهه عقلانيتِ «وحىْ باور» با على ابوالحسنى (منذر)
ريشه در شناخت متفقهانه او از تعاليم دينى و سنت معصومين(ع) و تعقل در مبادى و غايات فكرى و فلسفى و مدنى غرب داشته باشد، عمدتاً به گذشته گرايى و فرار از نوگرايى بر مىگشت! و از اين نظر نقطه مقابل نائينى قرار داشت اين در حالى است كه خود آقاى امامى در ابتداى مقاله خود راجع به شيخ مىنويسد: «نائينى تحت تأثير عقلانيت رايج عصر خود به تفسير شريعت پرداخت و گاه آموزههاى غير قطعى تمدن غرب را به عنوان پيش فرضهاى استنباط فقهى خويش برگزيد» (٣٢) و در پايان مقاله نيز خاطرنشان مىسازد كه: شيخ «در شناخت كلى از بنياد تمدن غرب و اهداف و انگيزههاى غرب زدگان داخلى، از كسانى چون نائينى آگاهتر بود و همين سبب شد كه به درك بهترى از نهضت مشروطيت و آينده آن دست يابد». (٣٣)
به راستى، اگر شيخ «در شناخت كلى از بنياد تمدن غرب، و اهداف و انگيزههاى غربزدگان داخلى، از كسانى چون نائينى آگاهتر بود» و به همين دليل نيز توانست «درك بهترى» از آنان نسبت به «نهضت مشروطيت و آينده آن» بيابد، چرا نگوييم كه مخالفت وى با «پديدههاى نوظهور و وارداتى غربى» نيز ريشه در همين شناخت ژرفتر از مبانى تمدن غرب نداشته است؟
مطلب را به درستى دريابيم: شيخ (در قياس با امثال نائينى) درك عميقترى از مبادى و غايات فرهنگ و تمدن ليبرال ـ سكولار اروپايى داشت و به همين دليل نيز در برخورد با ارزشها و راهكارهاى سياسى ـ اجتماعى ـ فرهنگىِ وارداتى از غرب (همچون آزادى، مساوات، و مشروطيت يعنى دمكراسى پارلمانى) محتاطانه (و نه خوش بينانه و شيفتگانه) برخورد مىكرد و شعارهاى دلفريب روز، وى را از مداقه در آثار و تبعات اين امور در جامعه آن روز ايران غافل نمىساخت. در عين حال، وى نسبت به وضعيت سياسى كهن كشور خويش (نظام استبداد فردى) برخوردى
(٣٢) همان: ص ١٣٣.
(٣٣) همان: ص ١٧٤.