فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٧٥ - شيخ فضل اللّه نورى مواجهه عقلانيتِ «وحىْ باور» با على ابوالحسنى (منذر)
مطلوب عقلانيت غربى استقبال مىكرد و براى آن محملى شرعى مىيافت و مىكوشيد به اين طريق خلأ نظرى فقه را جبران كند. بنابراين شيخ ـ بر اساس تعريفى كه در شماره نخستين اين مقالات از تعبد و تعقل ارائه شد ـ در صف تعبدگرايان و نائينى در صف عقلگرايان جاى مىگيرد. سنت گرايى شيخ، او را به مقابله با پديدههايى همچون قانون، مشاركت مردمى، اعتماد به رأى اكثريت، آزادى و مساوات وامىداشت. هرچند او در اظهار نظر درباره بعضى از اين امور، يكسان سخن نمىگويد و گاهى گونهاى از آنها را تأييد مىكند، ولى پرهيز از نوگرايى در مواجهه با عقلانيت عصر جديد، چهره غالب انديشه اوست. (٣١)
به نظر مىرسد آنچه در فصل گذشته، از لوايح شيخ و ياران وى در تحصن حضرت عبدالعظيم عليه السلام ـ لايحه «الدعوة الاسلامية» و «شرح مقاصد») ـ و نيز نامه وى به فرزندش آقا ضياء آورديم، پاسخى گويا به اين گونه نسبتها و ادعاها باشد. افزوده بر آن، در نقد اظهارات مذكور، ذكر چند نكته ضرورى مىنمايد:
١. آقاى امامى شيخ را به «تصلّب در سنّت» متهم ساخته و مرادش از سنّت را نيز در اينجا نه «اخبار مأثور از معصومان (ع)، بلكه... شيوه و آيينى» مىداند «كه از نسلهاى گذشته به نسل بعدى منتقل شده است». پيرو همين امر، شيخ را به اصطلاح «در صف تعبدگرايان» نشانده و نقطه مقابل «عقلگرايان» به شمار مىآورد و «پرهيز از نوگرايى در مواجهه با عقلانيت عصر جديد» را «چهره غالب انديشه او» مىداند.
كلام مذكور، به طور طبيعى، ضمن ايجاد تقابل ميان شيخ و نائينى در شيوه برخورد با دستاوردهاى عقلانيت غربى، اين نظريه را به ذهن مخاطب القا مىكند كه: مخالفت شيخ فضل اللّه با «پديدههاى نوظهور و وارداتى غربى»، به جاى آنكه
(٣١) فقه اهلبيت عليهمالسلام، ش ٥٧ ، صص ١٤٦ـ١٤٧.