اشاره مىشود:
١. پايبندى به ساختارهاى جديد: دراين ساختار، روانى و شيوايى متون به گونهاى كه قابل درك و فهم افراد مبتدى بوده و براى متخصصين نيز ملال آور نباشد، مراعات شده تا با صرف وقت اندك به مطلب مورد نظر دست يافت، همچنين از به كارگيرى عبارات پيچيده و كلمات مبهم و مغلق خوددارى شد. نكته در خور توجه ديگر، كوتاه نويسى و استفاده از مختصرترين تعابير است تا از عبارات زايد پرهيز شود.
٢. وجود ضابطه علمى: مباحث دايرة المعارف در جايگاه مناسب و منطقى خود قرار مىگيرد و مطالب پراكندهاى كه در لابهلاى مسائل ديگر ذكر شده، در محل اصلى جمع آورى مىشود. اصل اساسى در دايرة المعارف بر اساس «تجميع متفرقات و تفريق مجتمعات» است. البته تطبيق و اجراى اين اصل، ذوق و مهارت بالايى را مىطلبد تا بتوان بين مباحث از جهت تفريق و تجميع، توازن برقرار نمود. با به كارگيرى اين اصل ديگر نمىتوان مباحث را به صورت اتفاقى و سليقهاى در ضمن مسئله ديگرى ذكر نمود يا به سبب آن كه بحث به اين مسئله كشيده شده يا براى پيروى از شيوه بزرگان و يا براى تكميل فائده و بيان اطلاعات حاشيهاى ـ همان گونه كه در روش سنتى رايج است ـ به ذكر مطلبى پرداخت.
٣. ترتيب الفبايى: ترتيب مطالب براساس حروف الفبا و به صورت لغتنامهاى است و ديگر از روش موضوعى استفاده نمىشود. از ويژگىهاى اين اسلوب، دستيابى سريع و آسان به مباحث دايرة المعارف است، گر چه مراجعه كننده اهل اين علم نبوده يا شناخت جايگاههاى بحث بر او دشوار باشد.
پوشيده نيست كه اين ويژگىها ـ به خصوص دو ويژگى نخست ـ با كاهش زمان تحقيق، و توسعه ظرفيتها، توان محقق را افزايش داده و موجب رشد حركتهاى علمى مىشود. در شيوههاى سنّتى، بسيارى از فرصتها براى تأويل و تفسير عبارات پيچيده و جمع بندى متفرقات هدر مىرود. مؤلّفين چندين بار تكرار مىگردد.