فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٩٣ - رسالة في جواز بيع الوقف شيخ محمد على بن ملا مهدى آرانى كاشانى
جايز است، و اگر مشتبه باشد، اصل با افرادى است، نظر به اصالت عدم وجوب بسط و عدم اراده و التفات به اجتماع و عدم تقييد ماهيّت كليّه به قيد اجتماع، نظر به اين
كه جنس جمعى همان جنس مطلق است كه در ضمن اجتماع و انفراد محقق مىشود.
و اصالت عدم تقيّد به اجتماع اگر چه معارض با اصل عدم انفراد است، لكن بعد از تساقط اصلين رجوع به جنس مطلق مىشود، كه اكتفا مىشود در وجود او به جنس افرادى، و اصل اشتغال در اين مقام كه شبهه در تكليف متولى يا واقف است نه مكلّفء به جريان ندارد.
و مراد به «وقف بر جهت» آن است كه در حين وقف ملاحظه مصلحت جهت خاصه باشد، اگر چه منتفعين به او عامّه ناس باشند، ولكن در حين وقف ملاحظه خصوص اهل جهت نشود، بلكه عنوان مخصوص باشد، مثل وقف بر مسجد وانبار وپل و رباط وامثال اينها، كه نظر در اين وقفها بر مسجد و انبار وپل است اولاً و بالذات، وبه مصلّين و مارّه ثانياً و بالعرض است، به خلاف وقف عام كه ابتداءً نظر به مصلحت موقوفُ عليهم است. از اين جهت منافع وقف را در اول يعنى جهت بايد صرف اصلاح و مرمّت اين مكان مخصوص نمود، وجايز نيست كه مارّه در آن تصرّف بكنند، به خلاف ثانى.
و هر گاه شك بشود در وقفى كه آيا خاص است ياعام، اصل با عموم است ؛ نظر به اصل عدم وجوب بسط و تسويه، و عدم جواز بيع و ساير تصرّفات ناقله، و عدم ملاحظه خصوصيت، و عدم تقيّد ماهيت به أحد الخصوصيّتين، فتدبّر.
و بسا اوقات مىشود كه وقف ذو جهتين مىشود، يعنى خاص و عام، مثل وقف بر زيد و فقرا. و بسا مىشود ذو جهات ثلاث، مثل وقف بر زيد و فقرا و مسجد .
و بنابر اول، آيا بايد منافع وقف تنصيف بشود ميان زيد و فقرا؟ يا تربيع؛ نظر به اين كه اقلّ مراتب جمع سه است؟ دو وجه است، اجود اول [ است ]؛ نظر به متبادر از ظاهر لفظ كه « فقرا .» را معادل « زيد » قرار داده، و به جهت آن كه فقرا محمول برجنس جمعى است و او يك شىء بيش نيست، تعدّد در مصداق او است. و از اين جا معلوم شد كه در ثانى نيز بايد سه قسم بشود :يك ثلث مسجد و ديگرى زيد و ثالث فقرا.