فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٣٢ - مقايسه علم فقه و جامعه شناسى تفهّمى غلامرضا صديق اورعى
بيگانه) را دريافت عينى از واقعيت آن فرهنگ بدانند و دريافت چند نفر را كه درك ناسازگار با درك بيشتر كسان است، درك غير عينى و غير معتبر بدانند.
نمادهاى رد و بدل شده بين معصوم(ع) و مخاطبان وى، در جامعه و يا گروه ويژه شناخته شده بوده است و هر نمادى معنايى دارد و همراهى چند نماد، نمادى ديگر است با معنى ويژه خود. آيا كلام معصوم(ع) با نشانه ديگرى همراه بوده است كه ما از آن آگاهى نداريم. اگر اين احتمال را بدهيم كه كلام معصوم(ع) در فضاى اجتماعى فرهنگى عصر خود، معنى خاصى داشته است، مسلماً صحيح است، چون نمادها در نظام فرهنگ معنى دارند و با تبدّل فرهنگى در يك جامعه و يا محققانى از فرهنهگاى ديگر كه به فهميدن عمل و گفتار معصوم(ع) بپردازند، نظام فرهنگ با نظام فرهنگ گوينده، تفاوت خواهد داشت. راه حل چيره شدن جامعهشناس تفهّمى بر مشكل دوگانگى فرهنگى مطالعه و دقت پى در پى در فرهنگ مورد تحقيق است و كندوكار در همه آثار فرهنگى، از ساختمانها و معمارى گرفته تا روحيههاى جمعى آن مردم لازم است. مشكل بودن كار به معناى بسته بودن راه فهميدن نيست، اما بىگمان آموختن زبان آن مردم مورد مطالعه نيز، كافى و اطمينانآور، براى توانايى آن مردم نخواهد بود.
يادآورى مجدد:
مطالعه دقيق در موارد ارائه شده، اين نكته را مىنماياند كه قواعد اصولى كه «فقيه» براى فهم كلام معصوم مىپيمايد، يك جامعهشناس تفهّمى نيز براى فهم رفتار انجام مىدهد و اين نشانگر كاركردهاى مشترك هر دوست. اين زمينهها و كاركردهاى مشابه موجب مىشود كه بتوان اين ادعا را داشت كه شيوههاى فقه (قواعد اصولى) در جامعهشناسى تفهّمى و ابزارهاى جامعهشناسى تفهّمى در شيوه فقاهت، قابل استفاده مىنمايد و آگاهان هر دو فن، در يك تعادل و ارتباط قوى، مىتوانند با استفاده از آموزههاى يكديگر، در تكامل هر دو دانش يارى رسانند.