پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٦ - زهد، آيين زندگى
بتوانند به يك مطلوب خاص برسند و يا همه به تمام خواستههاى خود نايل گردند. گاه آنچه را كه انسان مىطلبد، هزاران اسباب و وسايل لازم دارد كه همه آنها در اختيار ما نيست و لذا به طور طبيعى نمىتوانيم به هر آنچه مطلوب ما مىباشد، برسيم. از جانب ديگر، تجربه و استقرا نشان داده كه هيچ كسى به همه خواستههايش نرسيده و نمىرسد. حال كه چشم محبت از دنيا نبسته و دل رغبت از دنيا نبريدهايد، پس بايد بدانيد و توجه داشته باشيد كه آرزوهاى دنيا نه تمامشدنى هستند و نه همگى آنها به دست مىآيند. بىترديد همانگونه كه تمام آرزوهاى دنيا تحققيافتنى نيستند، تمام آرزوهاى تو هم مثل آرزوهاى ديگران تأمين نمىشوند و تو هم به همه آرزوهايت نخواهى رسيد، بلكه تنها بعضى از آنها تحقق پيدا مىكند و برخى ديگر نه. پس حداقل، آرزوهايت را كم كن. اگر دل كندن از دنيا سخت است و تو توان آن را ندارى حداقل از نظر كميت آنها را تحت كنترل خود بگير. به علاوه از نظر زمان هم خود را تسليم محض آنها نساز و هميشه و تمام عمر، خود را مصروف آن آرزوهاى اندك و بىبها مگردان.
توجه داشته باش كه هر كسى عمرى محدود دارد، مبادا آرزوهاى هزار ساله در سر داشته باشى. خداوند سبحان در مورد آرزوهاى بىپايان يهود و بنىاسرائيل مىفرمايد: وَ لَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلَى حَيَوة وَ مِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ يَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَة...[١]؛ يهود و بنىاسرائيل آن قدر دنيازده و دل به دنيا بستهاند كه هر كدام آرزو مىكنند هزار سال زنده باشند. اگر به اين آرزوى خود رسيدند و هزارسال هم عمر نمودند، مجدداً آرزو مىكنند كه يك هزار سال ديگر هم زنده باشند. اينگونه آرزوهاى دنيوى پياپى دل آنها را به خود مشغول كرده است. البته شايد اين بيان، خيلى واقعبينانه نباشد كه كسى آرزوهاى هزار ساله داشته باشد. مگر كسى عمر هزار ساله داشته است تا چنين آرزوهاى بلندى را در سر بپروراند؟!
شايد مقصود، بيان فراتر بودن آرزوهاى انسانى از عمر او و طولانىتر بودن آنها از طول زندگى دنيا باشد و حضرت حق جل جلاله مىخواهد به ما بفهماند چنين آرزوهايى به دست نمىآيند و قبل از تأمينشدن آنها، عمر شما به پايان مىرسد. البته در تاريخ، تعداد معدودى هزار سال عمر نمودهاند، اما در عصر حاضر نهايت عمر، صد و بيست سال است. طبق همان
[١] بقره (٢)، ٩٦.