پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٤ - زهد، آيين زندگى
به دنيا و محبت دنيا را از دل زدودن، هدف و مطلوب است. همانگونه كه خود اميرالمؤمنين على(عليه السلام) نيز هرگز در زندگى از مردم كناره نگرفتند و هيچگاه به كسى هم چنين توصيهاى نفرمودهاند. پس معناى زهد، بىرغبتى به دنياست و اين كه دنيا را هدف زندگى قرار ندهيم و به آن دل نبنديم. زهد، هرگز به اين معنا نيست كه در دنيا كارى نكنيم؛ بايد در دنيا كار كرد، اما نه براى دنيا. بايستى براى آباد نمودن آخرت و به منظور تحصيل رضايت خداوند سبحان، با نهايت همت، كوشش، تلاش و فعاليت كرد. همانگونه كه حضرت مولى الموحدين على(عليه السلام)غرق در عرق جبين تلاش مىكردند، مزارع را آباد مىنمودند و بعد از آبادانى آن را وقف مىفرمودند. زهد ورزيدن و زاهد بودن، هرگز به معناى تنبلى نيست و آن زهد مطلوب در آيات و روايات با تنآسايى و تنبلى كاملا متفاوت است. بايد در دنيا با هدف رضايت خداوند متعال و آباد ساختن زندگى اخروى، نه براى زرق و برق فريبنده دنيا، نهايت جديت و كوشش را به خرج دهيم.
حضرت على(عليه السلام) به خوبى مىدانند كه برخوردارى از روحيه زهدورزى بسيار سخت مىباشد و افراد زيادى نمىتوانند نصايح او را قبول كنند و يا اگر بپذيرند توان عمل نمودن به آن را ندارند. از اين رو بعد از به تصوير كشيدن فضاى ذهن و بيان كيفيت زندگى و وضعيت روحى چنين افرادى آنها را اينگونه راهنمايى مىفرمايند كه: اگر نصيحت مرا به طور كامل نمىتوانيد قبول كنيد و يا خود را ناتوانتر از عمل كردن به آن مىبينيد و مىگوييد نمىتوانيم به طور كامل دل از دنيا كنده، همانند سلمان، ابوذر و... در اين دنيا زندگى كنيم و بايد كم و بيش تمايلاتى به دنيا داشته باشيم و اين همّت را نداريم كه دل از دنيا و از لذتهاى آن ببُريم و به آن بىرغبت باشيم، پس به قدر توان، زهد ورزيد و دل از محبت دنيا و متاع آن خالى سازيد. حال كه توان زهد ايدهآل را نداريد، نبايد خود را كاملا رها نماييد بلكه بازهم بايد در حد توان، همت خود را مصروف اين انديشه نموده و حداقل زهد ورزيدن را تمرين كنيد. مبادا در افكار خود، حقيقت اين دنياى گذرا را فراموش كنيد و فكر حق را از ذهن خود دور سازيد.
بدين ترتيب اميرالمؤمنين(عليه السلام) افراد ناتوان و سست اراده را نيز رها نساخته و دست محبت و هدايت خود را از سر آنها دريغ نداشتهاند، بلكه براى راهنمايى آنها در مراحل بعدى