مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٣٢
نصله جهنم و ساءت مصيراً؛ و هر كسى پس از اينكه راه هدايت براى او آشكار شد با پيامبر به مخالفت برخيزد و راهى غير راه مؤمنان در پيش گيرد وى را بدانچه روى خود را به توى آن كرده واگذاريم و به دوزخش كشانيم و چه بازداشتگاه بدى است.
طبرى آورده است كه حضرت على (ع) در روز بيعت مردم با ايشان خطاب به آنان فرمود:
يا ايها الناس ان هذا امركم ليس لاحد فيه حق الّا من امّرتم و قد افترتنا بالامس و انى كنت كارها لامرتكم فابتيم الّا ان اكون عليكم الا و انه ليس لى دونكم حق الّا ان مفاتيح ما لكم معى.[١]
اى مردم اين كار شماست و هيچ فردى را بر آن حقى نيست جز آن كس را كه شما به امارت برمىگزينيد و روز گذشته ما و شما از هم جدا شديم در حالى كه من نسبت به پذيرش ولايت بر شما كراهت داشتم ولى شما جز آن را نخواستيد، اكنون بدانيد كه من نسبت به بيتالمال شما هيچ حق ويژهاى ندارم و اين مال همچنان متعلق به شماست و من را حقى زائد بر آنچه شما حق داريد نمىباشم و تنها تفاوت من و شما در اين است كه كليد بيتالمال شما در اختيار من است [و من امانتدار شما هستم].
على (ع) در جاى ديگرى مىفرمايد:
دعونى و التمسوا غيرى ... و اعلموا انّى ان اجبتكم ركبت بكم ما علم و لا اصغ الى قول القائل و عتب العاتب و ان تركتمونى فانى كاحدكم و لعلى اسمعكم و اطوعكم لمن وليتموه و انالكم وزيراً خير منى لكم اميراً[٢]
مرا بگذاريد و ديگرى را بيابيد ... زيرا اگر من دعوت شما را درباره خلافت بپذيرم، شما را به راهى خواهم برد كه خود بدان باور دارم و ديگر به گفته گويندگان و سرزنش ملامتگران اعتنا نخواهم كرد ولى اگر مرا واگذاريد مانند يكى از شما خواهم بود بلكه شايد مطيعترين شما در برابر كسى باشم كه او را والى قرار مىدهيد، بنابراين اگر من وزير شما
[١] - تاريخ طبرى، ج ٤، ص ١٥٣، و نيز ر. ك: الكامل، ابن اثير، ج ٣، ص ١٩٣
[٢] - نهجالبلاغه، خطبه ٩٢، ترجمه دكتر شهيدى، ص ٨٥.