ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩٥ - راهى را پيش بگيريم كه آفرينندهء راه و مقصد معين كرده است
٩ ، ١٠ ، ١١ ، ١٢ - و امضوا فى الَّذى نهجه لكم و قوموا بما عصبه بكم فعلىّ ضامن لفلجكم آجلا ان لم تمنحوه عاجلا ( و آن راه را پيش بگيريد كه براى شما روشن و هموار ساخته است و با آن واقعيات قيام كنيد كه مربوط به شما است ، در اين صورت على وصول به هدف والا را اگر در اين زندگانى نمودار نگردد ، در ابديت براى شما تضمين مى نمايد .
راهى را پيش بگيريم كه آفرينندهء راه و مقصد معين كرده است < شعر > راهى بزن كه آهى بر ساز آن توان زد شعرى بخوان كه بر او رطلى گران توان زد بر آستان جانان گر سر توان نهادن گلبانگ سر بلندى بر آسمان توان زد < / شعر > حافظ همچنان كه در مباحث گذشته گفتيم ، چه بدانيم و چه ندانيم ، چه بخواهيم و چه نخواهيم ما در حال حركتيم و از اين كه مقصدهايى را كه در سر راه مان مى بينيم ، نه از نظر منطق ما را اشباع مى نمايد و از نظر دريافتهاى وجدانى ، بخوبى روشن مى گردد كه حركت ما بنى نوع آدم رو به مقصد والاترى است :
< شعر > نيك بنگر ما نشسته مى رويم مى نبينى قاصد جاى نويم پس مسافر آن بود اى ره پرست كه مسير و روش در مستقبل است < / شعر > مولوى نيز چنانكه در آن مباحث متذكر شديم ، بعضى از افراد بشر آن قدر در نادانى و خود خواهى غوطه ور است كه اصلا نمى داند حركت ميكند يا نه ، برخى ديگر ميداند كه حركت ميكند ، ولى نمى داند كه آيا با اين حركت راهى را طى مى نمايد و رو به آينده ايست كه همهء گفتار و كردار و انديشه و حتى خواسته هاى