ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧٧ - تحليلى در آيات فوق
( را در طغيانگرى خود رها ميكند كه گمراه شوند . آنان هستند آن تبهكارانى كه گمراهى را بجاى هدايت خريده و سود از مبادلهء خود نبردهاند و آنان هدايت نشدهاند . مثل آنان مثل كسى است كه آتشى بيفروزد و هنگامى كه آن آتش پيرامون او را روشن نمايد . [ ناگهان ] خدا نورشان را از دستشان بگيرد و آنانرا در تاريكىهائى كه هيچ چيز را نمى بينند ، رها بسازد . آنان [ از شنيدن حق ] كردند و از گفتن حق لالند و از ديدن حق كور . آنان از اين راه كه پيش گرفتهاند ، بر نمى گردند ) .
تحليلى در آيات فوق ١ - هنگامى كه انسانهاى بالغ و رشد يافته ، با پيوند به مشيت الهى بوسيلهء وجدان پاك مى گويند : اى راهزنان كاروانيان تشنهء كمال بشرى ، گرد و خاك بلند نكنيد ، راه را منحرف نسازيد ، براى منحرف كردن مسير واقعى كاروان ، ساده - لوحان از همه چيز بيخبر را آلت دست قرار ندهيد . اصول عالى انسانى را كه نيروهاى محرك اين كاروان است ، با سوء استفادههاى خود خواهانه از آن اصول ، تباه نسازيد . بگذاريد اين كاروان راه خود را طى كند . قدرتها و امتيازاتى را كه چه بطور جبر و چه آزادانه بدست آوردهايد ، در تقويت و رفاه و آسايش اين كاروان مورد بهره بردارى قرار بدهيد .
پاسخ اين راهزنان چنين است : شما نمى فهميد ، ما راهنمايان و پيشتازان كاروان هستيم ، ما مصلحيم ، ما در راه اصلاح شما از لذايذ و حتى از جان خود گذشتهايم راه اصلاح همين است كه ما مى گوئيم . اى انسانها ، فريب اين رجز خوانىها و حماسه پردازيهاى نابكارانهء راهزنان را نخوريد . اينان راهنمايان و پيشتازان نيستند ، اين تبهكاران رنگ مبدء حركت تكاملى شما را كه انديشه و تعقل و تكاپو است ، مات نموده ، مسير شما را مختل مى سازند . اينان راهزنانند .