ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧٩ - تأديب اغنياء
و دلسوزى مى كنيم ٣ - در آن هنگام كه اين راهزنان كاروان كمال جوى بشرى براى تنظيم و تقويت كامكارىهاى خود ، با انسانهاى هدفدار و هشيار و تكاپوگر در مسير « حيات معقول » روياروى قرار بگيرند ، دم از هدف و هشيارى و تكاپو و ايمان و عقيده و آزادى و كمال مى زنند ، آرى ، چنان از اين حرفها دم مى زنند كه گاهى هشيارترين انسانها را هم مى فريبند و گمان مى كنند اين خود خواهان خود كامه ، واقعا موجودى را بنام انسان كه حق حيات دارد مى شناسند . اين زورگويان خود محور وقتى كه با كاروانيان علم و معرفت بنشينند ، چنان از دانش و بينش دفاع مى كنند كه فداكارترين انسانها در راه علم و معرفت را به اشتباه مى اندازند كه عجب شايد اين مائيم كه موجب سقوط علم و معرفت شدهايم نه اين شمشير بارگان شمشير پرست ، آن گاه كه همين اغواگران ارباب علم و معرفت ، با همنوعان خونخوار خود سر ميز مى نشينند ، به ريش هر چه دانش و دانشمند و معرفت و عارف است ، خنديده و بيكديگر مى گويند ، بگذاريد آن احمقها به حماقتهاى خود سرگرم شوند ، مادامى كه اخلالى به مقام و جاه و خود - كامگىهاى ما وارد نمى سازند ، كارى با آنها نداريم . اى كاش اينان مى دانستند كه انسانهاى آگاه و انسان شناس و عدالتخواه از چه ديده اى به آنان مى نگرند و آنانرا چگونه مى بينند .
تأديب اغنياء ايّها النّاس انّه لا يستغنى الرّجل و إن كان ذا مال - عن عترته و دفاعهم عنه بايديهم و ألسنتهم ، و هم اعظم النّاس حيطة ورائه و المّهم لشعثه و اعطفهم عليه عند نازلة اذا نزلت به ( اى مردم ، هيچكس از ارتباط با دودمان خود و دفاع آنان با دست و زبانشان بىنياز نيست ، اگر چه مالدار بوده باشد . دودمان آدمى بزرگترين