ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٧ - احدى الحسنيين شعار الهى اسلام
< شعر > آنهم چه سرابى كه ببينند به خواب آن خواب چه خواب خواب بدمست خراب < / شعر > صفحات ادبى ما شرقيها ، پر از مفاد رباعيات منسوب به خيام و گفتههاى ابو العلاء معرى و صفحات ادبى غربىها ، پر از پوچگرايىهاى آلبركامو و نظاير او است .
در صورتى كه شعار احدى الحسنيين با اين گونه طرز تفكرات مخالف بوده ، همواره از يك رضايت معقول به گذشت پر تكاپوى زندگى مى نگرد .
٢ - اين شعار دستور به حد اكثر كوشش و تلاش در زندگى مى دهد ، و هيچگونه حركت و سكون با هدف را بىنتيجه نمى داند ، اين نتيجه يا در سطح « حيات معقول » نمودار مى گردد يا در اعماق آن .
( يا أَيُّهَا الإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيه ) [١] ( اى انسان تو در حال تلاش و تقلا به ديدار پروردگارت نائل خواهى گشت ) ( وَأَنْ لَيْسَ لِلإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى وَأَنَّ سَعْيَه سَوْفَ يُرى ) [٢] ( و نيست براى انسان جز كوشش او . و قطعا كوشش او ديده خواهد شد ) ( فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَه وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَه ) [٣] ( هر كس كه به اندازهء ذره اى عمل خير انجام بدهد آنرا خواهد ديد و هر كس به اندازه ذره اى عمل بد انجام بدهد آنرا خواهد ديد . ) < شعر > اندرين ره ميتراش و مى خراش تا دم آخر دمى فارغ مباش دوست دارد يار اين آشفتگى كوشش بيهوده به از خفتگى گر چه رخنه نيست در عالم پديد خيره يوسف وار مى بايد دويد < / شعر >
[١] الانشقاق آيهء ٦
[٢] النجم آيهء ٣٩ و ٤٠
[٣] الزلزال آيهء ٧ و ٨