ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٧ - هدف كلى از جهاد و قتال فى سبيل اللَّه
احتمالى را براى زندگى ، تخصيص دهندهء همهء قوانين و تكاليف خود مقرر مى دارد ، خداوندى كه كمترين تعدى بر حقوق انسانها را استكبار و سلطه طلبى و استعلاء ناميده و آنرا شديدا محكوم مى نمايد ، آيا با اين همه ممنوعيتها جهاد را بمعناى كشتن براى پيروزى يك عده انسانها به انسانهاى ديگر تجويز مى نمايد آيا جنگ براى اشباع خودخواهى « فى سبيل اللَّه » است آيا جنگ براى گسترش سرزمين و دفاع از نژاد و اشباع حس انتقامجوئى و سلطه طلبى « فى سبيل اللَّه » است اين انگيزههاى ناشى از حيوان صفتى بىشرمانه مبارزه با مشيت خدا و محاربه با خدا است ، نه جهاد در راه خدا . اگر براى تفسير انگيزهء جهاد تنها آيه زير را در نظر بگيريم ، كفايت ميكند : ( تِلْكَ الدَّارُ الآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الأَرْضِ وَلا فَساداً وَالْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ ) [١] ( آن خانهء آخرت را براى كسانى قرار مى دهيم كه در روى زمين سلطه طلبى و فساد نمى خواهند . عاقبت [ سعادتمندانه ] از آن مردم با تقوا است ) آياتى ديگر عامل نابودى پيشتازانى مانند فرعون و سردمداران ديگر جوامع را ، سلطه جوئى و ظلم و مستكبر بودن معرفى كرده است ، آيا با اين حال جهاد را مى توان تلاش براى بدست آوردن سلطه و ظلم و استكبار تلقى نمود * ( ثُمَّ أَرْسَلْنا مُوسى وَأَخاه هارُونَ بِآياتِنا وَسُلْطانٍ مُبِينٍ . إِلى فِرْعَوْنَ وَمَلَائِه فَاسْتَكْبَرُوا وَكانُوا قَوْماً عالِينَ [٢] ( سپس موسى و برادرش هارون را با آيات و قدرت آشكارى كه ما به آن دو داده بوديم ، به سوى فرعون و اطرافيانش )
[١] سورهء قصص آيهء ٨٣
[٢] المؤمنون آيهء ٤٥ و ٤٦