ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥٦ - آياتى از قرآن مجيد در بارهء عمومى بودن رسالت پيامبر اسلام بر همهء جهانيان ، اين همان رسالت ابراهيم است
اسلام ختم مى گردد ، زيرا قرآن اصول كامل دين ابراهيم را بيان ميكند و همهء اديان منسوب به ابراهيم را دعوت به تطبيق اسلام بر آن دين مى نمايد .
بنا بر اين ، پس از رسالت پيامبر اسلام موردى براى رسالت ديگر نمى ماند .
معناى رسالت پيامبر اسلام آن نيست كه مقدارى تكاليف تعبدى و قوانين مختص دوران و جوامع خود را مطرح كرده و آيندهء تاريخ را به عهدهء پيامبران ديگر ، يا عقل نظرى محض بشرى واگذار نموده است . اصلا در مكتب اسلام عقل را در برابر دين قرار دادن بهيچ وجه صحيح نيست ، زيرا آيات قرآنى و منابع حديثى همواره دستور به پيروى از عقل و تبعيت از احكام آن را توصيه و بلكه دستور اكيد به بهره بردارى از روشنگريهاى عقل مى نمايد . اگر دين اسلام قابل توضيح با احكام عقلى نبود ، چگونه امكان داشت قرآن و ديگر منابع اسلامى عقل را مورد توصيه و دستور اكيد قرار بدهد تا جائى كه آن را حجت خداوندى بر بندگانش معرفى نمايد . اسلام تنها عقل آن دوران را تعظيم و واجب الاتباع معرفى نمى كند ، بلكه همهء انسانهاى همهء دورانها را تحريك به تبعيت از عقل مى نمايد . نهايت امر دو مسئلهء بسيار مهم در اين مورد وجود دارد كه نبايد ناديده گرفته شوند : مسئله يكم - مقصود از عقل فعاليتهاى انديشه اى در قلمرو سودجوئى و خود خواهى و بازى با اصطلاحات و پندارهاى مخلوط با خواستههاى پست حيوانى نيست ، بلكه منظور آن عقل سليم است كه در پرتو اصول و قوانين سازندهء انسانى و بر مبناى انسان محورى هدفدار فعاليت مى نمايد . هيچيك از اصول و تكاليف اسلام با چنين فعاليت عقلانى مخالفتى ندارند .
مسئلهء دوم - گسترش فعاليتهاى عقلانى بشرى معنايش آن نيست كه روزى فرا خواهد رسيد كه عقول انسانى چنان دگرگون خواهد گشت كه ٢ ٢ با همين محتوائى كه دارد مساوى ٥٠٣ - ١٠٠٠٠١ خواهد گشت و معنايش اين نيست كه روزى فرا خواهد رسيد كه عقول آدميان معلولها را بدون علت