ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨٩ - موضوع دوم - ماكياولى توصيه ميكند كه دولت قوى و مستقل و متمركز ايتاليائى ، بايستى از كليسا جدا شود و از آن تبعيت نكند
متمركز برخوردار بوده است ، با اين اعتراف توصيه به تفوق سياسى بر اروپا ، اگر مقصود زير سلطه گرفتن اروپا باشد ، فرمان حمله به اروپا است ، نه فلسفهء سياسى . مگر اين كه گفتار ماكياولى چنين تفسير شود كه او اعتلاى سياسى ايتاليا را مى خواهد ، نه سلطهء ايتاليا را بر اروپا . ولى با نظر به زير بناى تفكرات وى ، مى توان نه تنها آرزوى سلطهء ايتاليا را بر اروپا ، بلكه بر همهء قارههاى دنيا را در مغز ماكياولى سراغ گرفت ، زيرا او طبيعت بشرى را چنان سلطه گر ميداند كه قناعت به حوزه اى محدود را ضد طبيعت بشرى تلقى ميكند . البته مسلم است كه ناپلئون بناپارت ماكياولىتر از خود ماكياولى نبوده است ، با اين حال مطابق گفته وى در بارهء طبيعت انسانى بود كه همهء دنيا تكميل كنندهء لقمه اى بود كه بناپارت مى خواست . البته اين يك آرمان اعلاى انسانى است كه انسانهاى بزرگى از جوامع برخيزند ، و سرحدات را بردارند و تحت پرچم انسان محورى يك دولت جهانى تشكيل بدهند و اين دولت آرمانى با فرض « هر كس قدرت و اسلحه و حيله گرى بيشترى دارد ، پيش بتازد » تناقضى آشكار است كه جز در مغزهاى محروم از انديشههاى معقول پديدار نمى گردد .
موضوع دوم - ماكياولى توصيه ميكند كه دولت قوى و مستقل و متمركز ايتاليائى ، بايستى از كليسا جدا شود و از آن تبعيت نكند .
اين هم يك مطلق پردازى است كه ذهن ماكياولى را به خود مشغول نموده است . يك انديشهء فلسفى دقيق كه متكى بر واقعيات و تجربيات عينى بوده باشد ، نبايد با حساسيت و خصومت خاصى در بارهء نهادهاى ريشه دار انسانها قضاوت كند . مسجد ضرار در صدر اسلام بدانجهت كه وسيله اى براى مختل ساختن افكار رو به تكامل جامعه گشته بود ، با دستور پيامبر و با دست مسلمانان محكوم و ويران گشت ، همچنين مساجد دوران بنى أميه و بنى عباس كه جايگاه تبليغ خود كامگان سلطه گر گشته بود ، مورد نفرت مسلمانان حق طلب بوده و آنان با ديدهء