ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧٠ - علت اساسى سقوط تمدنها
« قرن نوزدهم بر چشمانش » مى توان بر اغلب تحقيقات در جهانشناسى و انسان شناسى تعميم داد . در بيان تفكيك « شيئى و رويداد براى خود » و « شيئى و رويداد براى ما » كه از زمان فارابى و شايد پيش از او مورد توجه قرار گرفته است ، يكى از زيباترين و رساترين جمله اى كه سراغ داريم ، همانست كه نيلز يوهر فيزيكدان دانماركى از لائوتسه نقل كرده است : « ما در نمايشنامه بزرگ وجود ، هم بازيگريم هم تماشاگر » .
براى توضيح اين اصل كه مى توان گفت : براى ارزيابى معرفتهاى ما فوق العاده داراى اهميت است ، بايد اين اصل را كه از نظر « معرفت شناسى » فوق العاده اهميت دارد ، مورد بحث مشروح قرار بدهيم . ما براى روشن شدن اين اصل نخست مبانى زير را مطرح مى كنيم : ١ - واقعيت اشياء و رويدادها با قطع نظر از درك و تعقل ما وجود دارد ، به خلاف ايده آليستها كه واقعيت اشياء و رويدادها را يا معلول درك و تعقل مى دانند و يا ملاك وجود واقعيت را درك و تعقل تلقى مى كنند . اين مسئله مشروحا در فلسفه مطرح شده است . ما در اين بحث كارى با آن مباحث نداريم ، تنها اين مسئله را كه واقعيت اشياء و رويدادها با قطع نظر از درك و تعقل ما وجود دارد ، به عنوان اساسىترين اصل مى پذيريم .
٢ - نوعى از بازيگرى و موضعگيرى وجود دارد كه هرگز قابل اجتناب نيست و آن عبارتست از عوامل درك و هدفگيرى ما در جهان هستى [١] ٣ - خواستهء اصلى ما در معرفت تماشاگرى است ، يعنى ما انسانها بطور جدى مى خواهيم معرفت اشياء را آن چنانكه هستند بدست بياوريم ، و كمترين
[١] در آيه اى از قرآن مجيد چنين آمده است : ( وَتَرَى الْجِبالَ تَحْسَبُها جامِدَةً وَهِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ ) ( النمل آيهء ٨٨ ) ( و تو اى پيامبر كوهها را مى بينى و گمان مى كنى كه آنها جامد و ساكناند ، در حالى كه آنها مانند ابر در حركتند ) .