ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢١ - همه سطوح روانى رهبر رهبران مى شورد
ملالت نمودهاند . من اينان را افسرده ساختهام ، اينان هم مرا پژمرده نمودهاند .
بهتر از آنان را بجاى آنان بر من عنايت فرما ، و بدتر از من را بجاى من نصيب آنان بنما . بار خدايا ، دلهاى آنرا بگداز و آب كن ، چنانكه نمك در آب منحل مى شود . ) همه سطوح روانى رهبر رهبران مى شورد پيشتازان معمولى و سياستمداران حرفه اى بشرى همواره با يك سطح روانى با يكى از چهرههاى مردم روبرو مى گردند . اين سطح روانى عبارتست از مديريت متكى به سلطه و قدرت كور و آن چهره از مردم كه زير سلطهء آن سطح روانى قرار مى گيرند ، صورتى از زندگانى دسته جمعى موريانه اى يا زنبور عسلى است .
اگر چنين پيشتازان و سياستمدارانى ، در شغلى كه پيش گرفتهاند ، موفق نشوند ، همان سطح روانى محدودى كه با چهره اى محدود از انسانها در تماس و ارتباط بوده است ، در هم و بر هم مى شود . چه شده است هيچ ، من مى خواستم يك عده جاندار را كه خودشان را انسان ناميدهاند و حرفهاى عجيب و غريب بنام هدف و آرمان اعلاى زندگى و ارزشهاى انسانى مى زنند ، طورى منظم و مرتب كنم كه كلاه يكديگر را نربايند و يكديگر را به ته درها پرت نكنند و هدفى ديگر كه براى من محبوبتر از آن غرض و غايت بوده است ، سلطه و آقايى و سرورى بر آن جانداران بوده است ، بسيار خوب ، حالا كه مرا نمى پذيرند ، كنار مى روم و منتظر فرصتى ديگر ميشوم كه بتوانم باين هدف محبوب خود برسم ، بالاخره نشدهم كه نشد . با كنار رفتن من ، نسل جانور خود خواه كه پايان نمى پذيرد ، و جانورانى هم كه احتياج بيك گاوچران دارند ، عوض نخواهند گشت پياله را بياوريد كه شب مى گذرد يادش به خير ماكياولى اولين و آخرين سخن را در اين باره گفته است ، شما مى گوئيد : من آن قدرها احمقم كه از خود بپرسم : من در بارهء اين انسانها چه كردهام اينان كه من