ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٤ - بحثى در اصول فلسفى مشروط در تمدن شناسى
عبور كنند و سودى بمردم شبه جزيره برسانند . اگر بخواهيم در بارهء عمران و آبادى آن سرزمين صحبت كنيم بايد بگوييم : اگر اين فرضيه صحيح باشد كه زمين از كرهء خورشيد جدا شده و مدتى در حال ذوبان و حرارت شديد بوده ، سپس تدريجا خنك شده و قابل پروراندن گياه و جانداران گشته است و كم كم انسانها بزندگى اجتماعى موفق گشتهاند ، بايد بگوئيم شبه جزيرهء عربستان از همان دوران كودكى زمين پيشتر نرفته بود . مگر جمعى از يهودان و گروهى از نصرانيان و حنفاء متفرقه و گسيخته از هم كه از بلوغ فكرى نسبى در عين حال غوطه ور در خيال و پندارها بدون كمترين تشكيلات علمى و قضائى و سياسى و لشكرى زندگى مى كردند . اما وحشت و بربريت ساكنان آن سرزمين ، كافى بود كه يك نفر بفردى از قبيله اى ، حتى در يك امر خيالى توهين كند ، تا قبايلى ساليان دراز بجان هم افتاده ، جنگهاى خونبار براه بياندازند .
اهانت به يك شتر ممكن بود به كشته شدن صدها جان بيانجامد پيامبر اسلام در چنين سرزمين ظهور ميكند . و در اين ريگزار بىسر و ته و در چنين جامعه اى غير قابل درك حيات ، تمدنى انسان محورى را بنا مى گذارد كه هيچ محقق با انصافى در اصالت آن ترديد ندارد . آن عرب غوطه ور در خود خواهى محقر ميان سنگهاى سوزان و همنشين با مارها كه گوشت حيوانات پست بيابانهاى شعله زاى عربستان را غذاى بهشتى مى دانست ، معناى زندگى را مى فهمد ، جز خود زندگى انسانهاى ديگر را هم برسميت مى شناسد . انسان را در عاليترين مفهوم تفسير ميكند . دانش و بينش و حكمت و فرهنگ جهان شمول بر همهء جوامع عرضه مى كند . شخصيتهائى را تربيت ميكند كه هر يك از آنان به تنهائى مى توانند الگوئى براى هر يك انسان رشد يافته بوده باشند . انواعى فراوان از دانشها در مغزها موج مى زند ، تجربهها بكار مى افتد در قرن سوم هجرى اندلس داراى كتابخانه اى مى شود كه تعداد ٦٠٠٠٠٠ ( ششصد هزار ) مجلد كتاب در آنجا جمع مى گردد . هشتاد مدرسهء عمومى كه تقريبا بمنزله دانشكده هاى