ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٩ - نظريهء سوم - ارتباط و تأثير و تأثر در ميان تمدنها را نه بكلى نفى ميكند و نه بطور عموم براى همهء تمدنها اثبات ميكند
محروم بگذارد ، نمى تواند اين كار را با محض ارتباط انجام بدهد ، بلكه بايستى اين فرد محروم ، خود در بارهء ضرورت تعقل و هدفگيرى و آزادى بيانديشد و بجوشد و براه بيفتد .
اين اصل بسيار مهم در قرآن مجيد ، با صراحت قاطعانه گوشزد شده است . نمونه اى از آياتى كه مربوط به اين اصل است توجه فرمائيد : ( تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَها ما كَسَبَتْ وَلَكُمْ ما كَسَبْتُمْ ) [١] ( آن [ گذشتگان ] امتى بودند كه گذشتند ، آنان مسئول اندوختههاى خويشند و شما مسئول اندوختههاى خود ) بنا بر اين ، بعد انسان محورى تمدنها قابل تقليد و التقاط نيست . آنچه كه قابل پذيرش و جنبهء سازندگى دارد ، اندوختن تجربهها و بدست آوردن اصول و قوانين مثبت است كه در بوجود آوردن تمدنها نقش اساسى دارند . بعنوان مثال رفتار عادلانه و بهره ور بودن مردم جامعه از آزادى معقول ، اصلى است كه در به وجود آوردن تمدن انسان محورى ، يا در بعد انسان محورى تمدنها اثر بنيادين دارد ، و بر عكس ظلم و اجبار در شئون حيات اساسىترين مانع تمدن مزبور است . همچنين اندوختن تجاربى در جريان قانون عليت و مسائل اقتصادى و پديدهء خود خواهى كه در مباحث گذشته مطرح كرديم ، از مطالعهء تمدنها براى بهره بردارى در تمدنى كه بناگذارى مى شود ، ضرورت قاطعانه دارد ، ولى نه به معناى تقليدى و منعكس ساختن جاهلانه ، بلكه بمعناى درك و دريافت واقعيت و به دست آوردن حقيقتى كه مبناى تمدنهاى انسان محورى است .
[١] البقرة آيه ١٣٤ و آيه ١٤١ در بيش از پنجاه آيه موضوع استقلال انسانها در شدن و مسئوليت گوشزد شده است .