ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٦ - تقوى و ترس و هراس و بر حذر بودن از خدا يعنى چه
اى خداى من ، غناى ذات تو چنانست كه سودى از خود تو براى تو نمى رسد ، چگونه از من بىنياز نمى باشى ) .
توضيح جملات فوق كه در نهايت اوج حكمت الهى است ، چنين است كه بىنيازى و صمدانيت خداوندى آن قدر ما فوق حدود و تعينات است كه خود او علتى براى تحصيل رضايت ذات مقدسش ندارد ، چه رسد به اين كه علت اين رضايت را انسانها با اعمال خود به وجود بياورند . آن ذات اقدس بىنيازتر از آن است كه سودى به خودش برساند ، چه رسد به اين كه سودى از اعمال انسانها به آن ذات اقدس برسد . زيرا معناى امكان پذيرش رضايت و سود در ذات خداوندى ، نوعى احتياج او را اثبات ميكند بنا بر اين ، تصور اين كه ترس و هراس و بر حذر بودن از خدا ، بجهت حس انتقام جوئى شخصى و خود خواهى ذات خداونديست ، يك تصور حماقت آميز است كه ناشى از جهل و نا آگاهى در بارهء عظمت و بىنيازى آن ذات اقدس است .
معناى خشيت از خداوند بعنوان پوزش كه در جملهء دوم مورد تفسير قرار گرفته است ، اينست كه بيم آميخته با اميد را با توجه به عظمت خداوندى و موقعيت خود در جهان هستى وابسته به خدا در دل داشته باشيد ، كه خود محرك بسوى كمال بوده باشد ، نه براى پوزش طلبى از كوتاهى و تبهكاريهاى خود . براى پوزش يك توبه و بازگشت حقيقى لازم است كه در شخصيت آدمى باز سازى جدى صورت مى دهد و در نتيجه به جبران حقوق مردم كه بوسيلهء او پايمال شده است و حقوق الهى كه موجب خسارت خود آدمى گشته است مى پردازد .
٢٠ ، ٢١ - و اعملوا فى غير رياء و لا سمعة فانّه من يعمل لغير اللَّه يكله اللَّه لمن عمل له ( عمل را [ خالصانه ] بىريا و بىشهرت پرستى بجاى بياوريد ، زيرا كسى كه براى غير خدا عمل كند ، او را بهمان كسى كه از عمل خويش منظور