ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨٩ - تبصره
متشكل كه « حيات معقول » است ، تشكل پيدا كنند ، محيط زيست آنان رو به آبادى گذاشته و مانند يك بهشت جاودانى كه ساختمانهايش نمودى از جانهاى بهم پيوسته است ، جايگاه زيست سعادتمندانهء آنان خواهد گشت . آجرى كه در آبادى چنين محيط زيست گذاشته مى شود ، جزئى از حيات گذارندهء آن است كه با وجدانى آزاد بر روى آجرى ديگر كه آنهم جزئى از حيات گذارندهء پيشين است ، نهاده مى شود . اين آبادى اگر بصورت كوخى محقر در آيد ، بوى جان آدمى مى دهد ، اين كوخ محقر بوى حيات بر فضا مى افشاند ، بر خلاف آن كاخهاى سر به فلك كشيده اى كه نقدينهء حيات آدميان را بر صورت گلها و سيمانها و نقشههاى رنگارنگ در آورده و جوهر حيات انسانها را در ديوارها و سقف آن كاخها جامد نموده است . اين كاخها بوى مرگ ناتوانان را مى دهد كه براى ادامهء حيات خود ، مضطر و يا مجبور گشته و انرژىهاى حيات خود را در آن ديوارها و سقفها متبلور ساختهاند .
تبصره - بايد از اين اشتباه خانمانسوز جلوگيرى كرد كه براى نيكى به وابستگان و خويشاوندان ، نبايد حقوق ديگران ضايع شود . تباه ساختن حقوق انسانها كه مبارزهء علنى با مشيت خداوندى است بىشرمانه ترين گناهى است كه نمى تواند مقدمهء نيكوئى و احسان و اطاعت خداوندى بوده باشد .