ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠٩ - ترجمهء خطبهء بيست و پنجم
ترجمهء خطبهء بيست و پنجم خطبه ايست از آن حضرت اين خطبه را در آن هنگام فرموده است كه اخبار پى در پى به آن حضرت رسيده بود كه ياران معاويه بر شهرها مسلط شده اندو دو والى از طرف آن حضرت در يمن [ محل مأموريت خود را ترك كرده ] و نزد امير المؤمنين آمده بودنداين دو والى عبد اللَّه بن عباس و سعيد بن نمران بودند . [ ترك محل مأموريت اين دو نفر ] هنگامى بود كه بسر بن ارطاة بر آنان پيروز شده بودامير المؤمنين در حالى كه از سنگينى كردن يارانش از جهادو مخالفت با رأى آن بزرگوار ، سخت دلتنگ بود ، به منبر رفته فرمود : براى من جز كوفه نيست كه در سلطهء من قرار گرفته ، قبض و بسط آنرا در اختيار دارماگر اى كوفه ، براى من چيزى نباشد ، جز تو در حالى كه بادهاى بر هم زننده در تو مى وزد ، خدا زشتت كناددر اينجا گفتهء شاعر را مثال آورد : سوگند به زندگانى پدر نيكوى تو اى عمرو ، من بهره اى جز ته مانده اى اندك از اين ظرف ندارم سپس فرمود : خبر بمن رسيده است كه بسر بن ارطاة مشرف به يمن گشته استو سوگند بخدا ، من اطمينان دارم كه آنان بهمين زودى دولت را از شما خواهند گرفت [ اين تسلط ] بجهت اجتماع و تشكل آنان در باطلشانو پراكندگى شما از حقتان مى باشد [ اين تسلط ] بجهت نافرمانى است كه شما در بارهء پيشوايتان در حقو اطاعت آنان از پيشوايشان در باطل دارندو اداى امانتى كه بصاحب خود مى نمايند و خيانتى كه شما بصاحبتان