ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٣ - قدرت به عنوان عامل سازنده
براى بهره بردارى از آن ، وضع معينى كه با نمود خاص دارد از بين مى رود .
با نظر به تعريف اجمالى هدف و وسيله و با توجه به تبصرههاى سه گانه ، از هر ديدگاه علمى و فلسفى كه بنگريم ، بايستى هدفى كه وسيله را دگرگون يا نابود مى سازد ، داراى ارزش و مطلوبيتى بيشتر از وسيله بوده باشد . اصلا مى توانيم بگوئيم : برترى ارزش و مطلوبيت هدف از وسيله جزء ذات موضوعى است كه هدف قرار گرفته است و پائينتر بودن ارزش و مطلوبيت وسيله جزء ذات موضوعى است كه بعنوان وسيله انتخاب شده است . اكنون بايد از ماكياولى و مقلدانش پرسيد كه آيا قدرت مطلقه و استبداد مطلق يك فرد مى تواند هدفى تلقى شود كه جانهاى آدميان و همهء ارزشهاى آنها را در يك جامعه بعنوان وسيله نابود يا به سود خود تغيير بدهد - تغييرى كه موجوديت آن جانها را مختل بسازد و يا جلو پيشرفت و آزادى مثبت آنها را بگيرد و چون انتقاد بر روش تفكرات سياسى ماكياولى از نظر خطائى كه در بهره بردارى از قانون منطقى « هدف وسيله را توجيه ميكند » در همين جملاتى كه گفتيم ، خلاصه مى شود ، لذا در اين مبحث بهمين مقدار قناعت نموده ، بقيهء مسائل مربوط به موضوع هدف و وسيله را به مبحث شهادت در تفسير عمومى خطبهء بيست و هفتم موكول مى كنيم .
تمدنى كه مبناى خود را بر اين فلسفه ماكياولى استوار بسازد ، وحشيگرى سيستماتيك ناميده مى شود . شايد يكى از نتايج همين فلسفه است كه انسانيت امروز تا اين حد تنزل كند كه « زندگى انسان محصول اشباع لذت بىمحاسبهء يك نر و ماده بوده باشد و مرگش فداى قدرت بىمحاسبهء قدرتمندان » .
قدرت به عنوان عامل سازنده مباحثى كه در بارهء اصل غير مشروط « خود خواهى » و قدرت و رابطهء آن دو با تمدن مطرح كرديم ، نبايد اين اشتباه را به وجود بياورد كه ما از آن مكتب