ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧٠ - با رياكارى و شهرت پرستى اعمال خود را تباه نسازيم
بوده باشد ، بارانى بر روى آن سنگ فرو ريزد [ و خاك را ببرد ] و آنرا بىخاكى نمايد ، [ در نتيجه ] براى بهره بردارى از آنچه كه اندوختهاند ، توانائى نداشته باشند . خداوند قومى را كه كفر بورزند ، ارشاد نمى كند ) نكته اى بسيار با اهميت را كه در اين آيه وجود دارد متذكر مى شويم : دو جمله در آيهء فوق ، ايمان به خدا و معاد را از رياكاران سلب نموده است : ١ - ( وَلا يُؤْمِنُ بِالله وَالْيَوْمِ الآخِرِ ) ( و بخدا و روز واپسين ايمان نمى آورند ) ٢ - ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا ) ( و خداوند قومى را كه كفر بورزند ، ارشاد نمى كند ) توضيحى در بارهء تشبيهى كه در آيهء فوق آمده است . « مثل اين رياكار مثل سنگ صافى است كه خاكى روى آن بوده باشد ، بارانى روى آن سنگ فرو ريزد و خاك را از روى سنگ ببرد و سنگ بىخاك را به حال خود رها كند . » بنظر مى رسد كه مقصود از سنگ صافى درون احسان كننده است كه پيش از احسان كردن صاف و پذيرنده هر جسم و نقشى مناسب است ، خاكى كه روى سنگ قرار گرفته است ، دل كندن از كار و كالاى با ارزش است كه احسان كننده انجام مى دهد ، بارانى كه فرو مى ريزد و آن خاك را از بين مى برد ، رياكارى و منت و ايذاء كسى است كه به او احسان كرده است .
( وَلا تَكُونُوا كَالَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ بَطَراً وَرِئاءَ النَّاسِ وَيَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ الله وَالله بِما يَعْمَلُونَ مُحِيطٌ ) [١] ( و نباشيد مانند كسانى كه از وطنهاى خود براى خودكامگى و رياكارى براى مردم بيرون آمده و مردم را از راه خدا جلوگيرى ميكنند و خداوند به كارى كه ميكنند احاطه دارد ) اگر بيرون آمدن و يا مهاجرت از وطنها چه به عنوان جهاد باشد و چه بمنظور ديگر ، به منظور خودكامگى و رياكارى براى مردم باشد ، ممنوع
[١] الانفال آيهء ٤٧ .