ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٥ - بحثى در اصول فلسفى مشروط در تمدن شناسى
امروزى ما است بوجود مى آيد ، شرق و غرب را در مسير رشد علمى و جهان بينى به تكاپو در مى آورد . اين تمدن با رسالت پيامبر اسلام بنا نهاده مى شود و عرب بوسيلهء همين تمدن به اوج افتخار مى رسد .
اين نژاد تدريجا عامل پيشرفت تمدنى خود را كه اسلام بود فراموش ميكند ، و گمان ميكند كه تمدن و پيشرفت عظيمى كه نصيبش گشته بود ، مربوط به عظمت مخصوص نژاد او بوده است ، آن قدر تكيه به عرب بودن نموده ، عرب و عروبه مى گويد و منابع قدرت اصلى خود را فراموش ميكند كه زير پاى نژاد پرستان ديگرى كه مغول مغول يا ترك ترك يا فرنگ فرنگ مى گفتند ، چنان موجوديت خود را از دست مى دهند كه :
< شعر > كأن لم يكن بين الحجون الى الصفا انيس و لم يسمر بمكَّة سامر < / شعر > ( گوئى اصلا در ميان حجون تا صفا آدم مأنوسى وجود نداشته و هيچ داستان گوئى در مكه داستانى نگفته است ) ارتباط تمدنها و تاثير و تأثر آنها از يكديگر
ارتباط تمدنها و تاثير و تأثر آنها از يكديگر معمولا نوعى اشتياق در مغز بررسى كنندگان در تمدنها براى كشف ارتباطات آنها با يكديگر وجود دارد . البته در طول تاريخ ميان بعضى از تمدنها روابطى وجود داشته است ، مانند يونان و رم . سه نظريهء مهم را در مسئلهء ارتباط تمدنها با يكديگر مى توان تصور نمود :
نظريه يكم
نظريه يكم - اين كه همهء تمدنها از يكديگر متأثر گشته و ارتباط ريشه اى با يكديگر داشتهاند .
نظريه دوم - در مقابل نظريهء يكم است كه مى گويد : هيچ يك از تمدنها تحت تأثير ديگرى قرار نگرفته
نظريه دوم - در مقابل نظريهء يكم است كه مى گويد : هيچ يك از تمدنها تحت تأثير ديگرى قرار نگرفته ، و در جوامع مختلف و در دورانهايى كه با يكديگر فاصله داشتهاند ، به وجود آمدهاند ، مخصوصا با نظر به نبودن