ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٥ - آزادى وسيله ايست براى بدست آوردن كمال
فرد يكم - پس از رسيدن به رشد جسمانى و فكرى همهء ساليان عمرش همواره در حال احساس آزادى سپرى شده است و چنين فرض كنيم كه عوامل محيط طبيعى و اجتماعى هم مانع عمل آزادانهء او نبوده است ، چنانكه در افراد قدرتمند قابل تصور است ، ولى اعمال و گفتار او جز در راه اشباع خواستههاى پست حيوانى و تورم بخشيدن به خود طبيعى ، نبوده است و يا به فرض بسيار بعيد بهمان احساس آزادى و قدرت بر انتخاب قناعت ورزيده ، همهء حركات و تكاپوى قوانين و پديدههاى طبيعت و تلاش انسانها را گهواره اى تلقى نموده روى آنها خوابيده است .
فرد دوم - از آغاز زندگى تا پايان آن ، در ميان حلقههاى زنجير عوامل جبرى درون و برون بسته شده است ، تنها در يكى از ساليان عمرش و در يكى از روزها ساعتى از آن حلقههاى زنجيرى عوامل جبرى رها شده در حال احساس آزادى كارى مثبت در راه رشد موجوديت خود يا بنفع ديگران انجام داده ، بار ديگر زنجير عوامل جبرى تا پايان عمر او را در خود فشرده است .
تفاوت ميان اين دو فرد ، از نظر ارزش انسانى ، تفاوت ميان هستى و نيستى است . اين كه گفتيم : تفاوت ميان هستى و نيستى است ، طنزگوئى و شوخى و خيال بافى نيست ، بلكه حقيقتى است كه تنها براى آشنايان با معناى جبر و آزادى قابل درك و پذيرش است . اكنون به اين نتيجه رسيدهايم كه آزادى بمعناى قدرت و حق انتخاب يكى از چند راهى كه پيش پاى آدمى گسترده است ، يا انتخاب انجام كار و ترك آن ، اگر چه با نظر به فشار جبرى كه آدمى را مى كوبد ، نمايش هدفى دارد ، ولى از همان لحظه كه آزادى نصيب انسان مى گردد ، كاملا ارزش وسيله اى دارد كه تنها براى انسانهاى هشيار قابل درك است . احساس آزادى مطلق بعنوان هدف ، شاخه اى از جنون است .
اختيار - عبارت است از بكار بردن آزادى در راه بدست آوردن آنچه كه خير و كمال است و مى توان گفت : اختيار پديده ايست كه آزادى را به نتيجهء