ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٧ - هدف كلى از جهاد و قتال فى سبيل اللَّه
حيات و آزادى وى در ادامهء حيات و پايان دادن آن ، عالىتر بوده باشد ، ارزش شهادت مفروض مسلما عالىتر خواهد بود . با ملاحظهء اين مباحث مى توانيم به اين نتيجه برسيم كه اقدام به كشته شدن بدون آگاهى و آزادى مزبور مى تواند انواعى متعدد داشته باشد . از آن جمله : ١ - با جهل به ارزش و عظمت حيات ، بجهت احساس شكست و ناتوانى از ادامهء آن ، راهى كارزار مى گردد . ترديدى نيست كه چنين شخصى از شهادت به معناى عالى آن ، كه حيات را وسيلهء تحقق هدف عالىتر تلقى ميكند ، محروم است . در يك مثل عاميانه مى گويند : « روغن ريخته نذر امامزاده » ٢ - ارزش و عظمت حيات را ميداند ، ولى بجهت دفاع از شخصيت كه مبادا در جامعه به بزدلى و زبونى مشهور شود ، گام به مرز زندگى و مرگ مى گذارد . بايد گفت : اگر چه اين گونه اقدام در برابر نوع اول قابل توجه و داراى ارزشى است ، ولى نمى توان اين اقدام را نائل شدن به شهادت ناميد ، زيرا معمولا اين دفاع از شخصيت ، حاكى از خودخواهى بسيار شديد است كه از دست دادن اصل حيات را به داشتن يك شخصيت جريحه دار يا شكست خورده ترجيح مى دهد ، مگر اين كه انگيزهء اين دفاع احساس وابستگى شخصيت به آهنگ اعلاى هستى وابسته به خالق اين آهنگ بوده باشد . در حقيقت ذلت و اهانت بر شخصيت خود را ضد مشيت خداوندى بداند .
٣ - قرار گرفتن تحت تأثير شخصيتهاى محرك ، بطورى كه آزادى خود را به شخصيت محرك بسپارد . قرار گرفتن تحت تأثير شخصيتها ، گاهى همراه با آگاهى به عظمت و صدق و خلوص شخصيت محرك ميباشد . باين معنا كه يقين دارد كه شخصيت متبوع وى ، با همهء آگاهىها از ارزش و عظمت حيات ، او را به مرز زندگى و مرگ كشيده است و آن شخصيت صلاحيت كامل بر تشخيص شرايط وسيله بودن حيات آدمى در اين موقعيت دارد ، مسلم است