ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٨ - با رياكارى و شهرت پرستى اعمال خود را تباه نسازيم
را قبلهء خود قرار داده اى ، يك بارقهء الهى در درون تو تابيدن بگيرد و تاريكى را از ديدگاهت بر روشنائى مبدل به سازد ، از سقوط و وقاحت خود آن چنان شرمنده خواهى گشت ، كه مرگ را بر زندگى خود ترجيح خواهى داد . اگر آن قدرت و امتياز را بدست بياورى كه جهانى را در بهترين نظم بسازى و همهء انسانهاى تاريخ را به عاليترين مرحلهء رشد برسانى ، به عبارت ديگر اگر كرهء خاكى را به بهشت برين مبدل بسازى ، اگر مقصود و هدف تو آن باشد كه مردم ترا تحسين كنند و لب به ثناى تو بجنبانند ، نتيجه اى جز همان تحسين كه جز تورم خود طبيعى تو اثرى ندارد ، بهره اى نخواهى برد . اگر صدها هزار بار جان خود را در راه احياء و پيش برد انسانها از دست بدهى ، و ميليونها سال در زير شكنجهها تن به زجر و ناراحتىهاى جانكاه بدهى ، اگر هدف تو اين باشد كه مردم بيايند و ترا در زير شكنجه ديده و آه بكشند و يا ترا در بالاى دار ببينند و اشكى نثارت كنند : نتيجه اى جز همان آه موقت ، و چند قطره اشك بىمنبع نخواهى برد ، ولى اگر سنگى ناچيز از سر راه انسانها بردارى كه چند دقيقه بيش به طول نكشد و انرژى ناچيزى در آن مستهلك شود و منظور تو از اين كار محقر خدمت به انسانها باشد ، مخصوصا اگر اين توجه را هم ضميمهء نيت خود كنى كه :
< شعر > خلق همه يكسره نهال خدايند هيچ نه بشكن از اين نهال و نه بر كن دست خداوند باغ خلق دراز است بر خسك و خار ، همچو بر گل و سوسن < / شعر > ناصر خسرو قباديانى بدون ترديد گامى در راه كمال برداشته اى كه از فروغ درون تو شروع و در اشعهء الهى فرو مى رود . اين مطالب را كه متذكر شديم ذوق پردازى و خيال بافى نيست ، بلكه حقايقى است كه بطور اجمال در آيات قرآنى كه ذيلا مطرح مى كنيم ، ديده ميشوند . آيات قرآنى در چند مورد رياكارى را محكوم و به شدت مردود ساخته و بعنوان يكى از وقيحترين صفات آدمى معرفى نموده است . از آن جمله :