ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥ - ترجمهء خطبهء بيست و دوم
ترجمهء خطبهء بيست و دوم خطبه ايست از آن حضرت اين خطبه را هنگامى كه خبر بيعت شكنان به او رسيد ، فرموده است . در اين خطبه كردار بيعت شكنان را توبيخ نموده و آنان را به خون عثمان ملزم و تهديد به جنگ مى نمايد .
توبيخ بيعت شكنان آگاه باشيد ، شيطان دست به تحريك حزب خود زده و خود باختگان سست عنصر را بسوى خود جلب نموده استتا ستم بآشيانههاى خود بر گردد .
و باطل به حد نصابش برسد . سوگند بخدا ، اين [ پست صفتان رذل سيرت ] نه انحرافى از من ديدهاند كه آنرا بر من بگيرندو نه ميان من و خودشان عدالت را حاكم قرار دادهاند .
خون عثمان [ اين نابخردان ] حقى را از من مطالبه ميكنند كه خود رهايش كردهاند و خونى را از من مى خواهند كه خود آنرا بر زمين ريخته انداگر من در ريختن خون عثمان با آنان شركت ورزيدهام ، سهمى از آن خون گريبانگير آن نابخردان استو اگر خود متصدى كشتن عثمان بودهاند ، قصاص قتل پايگير خود آنانست [ اين نادانان ] بزرگترين دليلى را كه اقامه مى كنند بر ضرر خود آنان تمام خواهد گشت . آنان از پستان مادرى مى مكند كه آنانرا از شير خود بريده است . و بدعتى را زنده ميكنند كه مرده استبيا اى رسوائى و نوميدى به سراغ اين دعوت كنندهء بىشرمشگفتا ، دعوت كننده كيست و چه دعوت وقيحى كه از او پذيرفته شد من به حجت خداوندى در بارهء آن نابكاران و به علم خداوندى در وضعى كه دارند ، رضايت مى دهم تهديد به جنگ اگر از عدل و داد امتناع بورزند ، لبهء شمشير بر آنان عرضه خواهم كرد اين شمشير دواى شفابخش بيمارى باطل گرايان است و ياور حقشگفتا ، پيام بر من فرستاده و مرا به ميدان نبرد خواندهاند [ و ضمنا ] مرا به تحمل و شكيبائى در برابر كارزار توصيه كردهاند بميرند و رامشگران بر ماتمشان