ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠٤ - قيام هر فرد و جامعه اى بايد روبان هدف و با آن عوامل باشد كه مربوط به آن فرد و جامعه است
تحقق است . در آيه اى از قرآن مجيد ، قيام فردى را هم متذكر شده است : ( قُلْ إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّه مَثْنى وَفُرادى ) [١] ( بگو به آنان : من شما را تنها بيك چيز پند مى دهم ، اين كه دو تا دو تا و يك يك براى خدا قيام كنيد ) قيام فردى عبارت است از گسيختن از گذشتهء نابخردانه و زندگى تبهكارانه و تكاپو در راه بدست آوردن « حيات معقول » و جبران خسارات زندگى گذشته .
همين معنا در مفهوم قيام اجتماعى هم وجود دارد ، يعنى هنگامى يك جامعه به رهبرى يك يا عده اى از پيشتازان در صدد بر كندن ريشههاى نظام اجتماعى گذشته ، با در دست داشتن آرمانها و هدفهاى عالى ، بر مى آيند ، چنين جامعه اى قيام نموده است .
امير المؤمنين عليه السلام اساسىترين روش قيام را گوشزد نموده مى فرمايد : با آن واقعياتى كه بشما مربوط است ، قيام نماييد . بنا بر اين يك قيام منطقى عبارت است از : ١ - هدفهايى كه براى قيام منظور شده است ، بايد با در نظر گرفتن مجموع عوامل مربوط به جامعه بوده باشد . مقتضيات قيام دقيقا مشخص شود ، موانع كاملا ارزيابى گردد .
٢ - آنانكه در صفهاى قيام كنندگان ، در رديف پيشتازان قرار گرفتهاند ، با ارائه و ادعاى هدفهاى غير قابل تحقق و امكان ناپذير قيام كنندگان را فريب ندهند .
٣ - از مطرح كردن آنچه كه ارتباطى با شئون آن اجتماع ندارد ، بپرهيزند .
٤ - وسيلهها و هدفها از يكديگر تفكيك شوند و ابعاد و ارزشهاى متنوع از نظر ارتباط به هدف و هويت قيام و گردانندگان آن در هم و بر هم نگردند .
٥ - با وعده هايى دروغين به انسانهايى كه فقط با اطمينان به صدق و خلوص رهبران ، قيام كردهاند ، آنانرا نفريبند .
[١] سبا آيه ٤٦ .