ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٩ - اصل پنجم غير مشروط - قانون عليت
[ البته منظور ما رهبران الهى راستين و پيشتازان انسانشناس و انساندوست واقعى كه متأسفانه در اقليتاند ، نمى باشد ] گويا اينان ادعاى عليت عدالت را در بارهء به وجود آوردن جامعهء سالم و تمدن راستين ، پيش مى كشند ، و معلولى كه در نظر دارند ، سلطهء قدرتمندانه خودشان ميباشد در گذرگاه تاريخ مى توان بطور فراوان با اين پديده رو برو شد كه قدرتمندانى زياد در آغاز كار ، وصول انسانهاى جامعه را به رشد و كمال و تمدن هدف ، و همهء موجوديت خود را وسيله اى براى دست يافتن جامعه به آن هدف معرفى كرده پس از رسيدن به قدرت ، ادعا و معرفى بكلى معكوس گشته ، خود را هدف و نه تنها مردم را ، بلكه خود آن هدفى را كه علت نهايى تحريك مردم منظور كرده بودند ، وسيله تلقى ميكنند مسئلهء دوم - منطق حركت و تحول جوامع در راه پيشرفت اينست كه حركت و تحول بهر گونه تلاش فكرى و عضوى و جرئت و گذشت از تمايلات سود جويانهء شخصى و تحمل ناگوارىها و بهره بردارى از ذخاير گوناگون انسانى بطور حتم احتياج دارد ، بطورى كه اندك مسامحه و تقصير در يكى از آن علل و شرايط بدون ترديد بهمان اندازه موجب اختلال در حركت و تحول خواهد بود ، در اين مورد هم بطور فراوان ديده مى شود كه سطحى نگرىها ، پيشتازان قانون عليت را پس از وصول به ابتدائىترين نقاط پيروزى در تحول فراموش نموده استمرار و قوام نتيجهء حركت و تلاشها ( فرهنگ سالم و تمدن ) را يا به وجود خودشان مستند مى دارند و يا به عللى نسبت مى دهند كه جنبهء ساختگى و پرداختگى دارند .
اين دو مسئلهء شگفتانگيز در نظر ساده لوحان موجب سستى يا شكست « قانون عليت » در مسائل انسانى تلقى ميشوند آنان مى گويند : فلاسفه و دانشمندان در بارهء تعميم « قانون عليت » دچار اشتباه بزرگى شدهاند و بايستى قلمرو انسانها را از قلمرو غير انسانها تفكيك نموده ، عليت را وارد قلمرو انسانها ننمايند ،