ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٨ - اجتماع و تشكل برنده است و جدائى و گسيختگى بازنده
خود را بگيرد ، در عين حال همين شخص آدمى است سالم و اگر عادل بوده است ، اختلالى در عدالتش بوجود نمى آيد . اما او مست است . فرض كنيم همهء افراد يك جامعه از الهىترين پيشوا برخوردارند و هر يك از افراد آن جامعه داراى عاليترين انديشه كه براى يك انسان ممكن است و عاليترين وجدان كه براى يك بشر رشد يافته ضرورت دارد ، برخوردارند ، ولى اين افراد تشكل و تفاهم با يكديگر ندارند و با تكيه به انديشه و وجدان فردى خودشان ، از مديريت پيشوا سرباز مى زنند و تمرد ميكنند ، اثر اين جدائى و گسيختگى بطور قطع باختن است و هيچ چاره اى هم ندارد . و بالعكس ، فرض كنيم افراد يك جامعه از يك صدم عظمتها و ارزشهاى فردى افراد جامعه اى كه در بالا تصور نموديم ، برخوردار نيستند ، و با اين حال از شعور تشكل و درك ضرورت مديريت خوب بهره مندند ، اين جامعه بزندگى اجتماعى موفق و شئون آنرا براى خود تأمين خواهد كرد . اين پديده را در كشورهائى از مغرب زمين امروزى مى بينيم كه شعور اجتماعى آنان چه نتايج چشمگير در زندگى دسته - جمعى بوجود آورده است .
در صورتى كه اگر هر يك از افراد آن جوامع را بريده از اجتماع مورد بررسى قرار بدهيم ، با يك موجودى بسيار محدود از همه جهات روبرو خواهيم گشت . البته منظور اهانت و تحقير افراد آن جوامع نيست ، بلكه مى گوئيم استعدادهاى متنوع و ابعاد فراوان آنان تحت الشعاع زندگى اجتماعى به فعليت نمى رسد . اينست نتايج روبنائى و قوانين سير معمولى طبيعت ، يعنى براى بدست آوردن حيات اجتماعى صحيح ، تشكل و تفاهم و مديريت ضرورت قاطعانه دارد . در اين خطبه امير المؤمنين عليه السلام با نظر به مختصات تشكل اجتماعى پيروزى دشمن خود را بطور دقيق پيشبينى ميكند : ١ - آنان در هدفگيرى باطلى كه بدنبالش افتادهاند ، اجتماع و تشكل دارند . در صورتى كه شما با اين كه هدف منطق و حق را در پيش داريد ، پراكنده