ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٢ - اصل پنجم غير مشروط - قانون عليت
زيادتر باشد ، بهمان اندازه جامعهء مفروض از سعادتها برخوردار خواهد بود .
پاسخ - نه خير ، سواد و علم و دانش جز چراغى فراراه انسانى كه راه مى رود نيست ، اما اين كه مقصد چيست آن مقصد زشت است يا زيبا كارى ندارد .
بعنوان مثال اگر مقصد كشتن انسانها يا احياى آنها باشد ، زشتى انسانكشى و نيكوئى احياى او ، بروشنائى چراغ سواد و علم مربوط نيست .
٧ - هر جامعه اى به اندازهء قدرتى كه بدست آورده است ، سعادتمند است .
پاسخ - نه خير ، جوامع فراوانى چه در گذشته و چه در دوران معاصر مشاهده شده است كه انواعى از قدرتها را در اختيار خود داشته ، ولى افراد آن جامعه در ضعيفترين حالات روانى زندگى كردهاند . اينان داراى آرمانهاى ناچيز ، خنده هايى بىاساس ، اندوه هايى بىپايه ، افقهايى بسيار تنگ و محدود در ديدگاهشان . بىخبر از آينده ، بىاعتنا به استقلال شخصيت .
بىتوجه بمعناى آزادى و اختيار حقيقى . بالاتر از همهء اينها بىاعتنائى شگفتانگيز به اين كه از كجا آمدهام براى چه آمدهام و بكجا مى روم و چه كارى را در مرحله اى بالاتر از خود خواهى و سودجوئى و لذت پرستى مى توانم انجام بدهم و بطور كلى هر امتيازى كه براى زندگى يك جامعه تصور شود ، بوجود آمدن آن امتياز علت كامل سعادت و اشباع همهء ابعاد انسانهاى آن جامعه نمى باشد . بلى فقدان هر يك از آن امتيازات علت كامل فقدان اثر و معلول طبيعى آن امتياز ميباشد . بنا بر اين داشتن دانش براى يك جامعه دليل و علت كامل سعادت آن جامعه نيست ، اگر چه فقدان دانش موجب فقدان آن اثر و معلولى است كه اگر جامعه اى در راه تمدن سعادتآميز قدم برمى دارد ، نياز قطعى به آن اثر و معلول دارد . همچنين جامعه اى كه از وجود سياستمدار