ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠٢ - راهى را پيش بگيريم كه آفرينندهء راه و مقصد معين كرده است
< شعر > هر دل سوزان هزاران راه دارد سوى تو اين همه ره را تو پايانى ندانم كيستى < / شعر > على صائبى ولى اين به آن معنى نيست كه هر يك از اين هزاران راه مانند راههاى هندسى كه در بعد هندسى كشيده شده است ، با مقصدهاى متضادى بيك حقيقت مى رسند ، بلكه منظور اينست كه سمت حركت در مسير ( الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا ) ( ما همه از آن خدائيم و بسوى او بر مى گرديم ) يكى است و آن عبارت است از حق به سوى حق با حق و اختلاف در راهها ناشى از اختلاف زمانها و محيطها و درك و شعور و موضع گيرىهاى ويژه اى است كه دامنگير همهء افراد بشرى است . مولوى گام را از اين هم فراتر گذاشته مى گويد : اگر چه راهها متضاد هم جلوه كند ، باز سمت و مقصد يكى است :
< شعر > گه چنين بنمايد و گه ضد اين جز كه حيرانى نباشد كار دين نه چنان حيران كه پشتش سوى اوست بل چنين حيرت كه محو و مست دوست < / شعر > و آن دسته از آيات قرآنى كه مشيت الهى را در تنوع قوانين و تكاليف متذكر مى گردد بهمين معنى است كه مطرح نموديم : ( لِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنا مَنْسَكاً هُمْ ناسِكُوه ) [١] ( براى هر امتى تكليفى قرار دادهايم ، آنرا بجاى مى آورند ) با همهء اين اختلافات مبدء و مقصد حركت عبارتست از : ( قُلْ إِنَّ صَلاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيايَ وَمَماتِي لِلَّه رَبِّ الْعالَمِينَ ) [٢] ( بگو به آنان ، نماز من و عبادت من و زندگى و مرگ من همه از آن خدا است ) .
در آن آيات قرآنى كه كلمهء صراط بكار رفته است ٤٥ مورد است كه در ٣٣ مورد با صفت مستقيم آمده است ( صراط مستقيم ) و در همهء اين موارد راه رشد
[١] الحج آيه ٦٧
[٢] الانعام آيه ١٦٢