ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٧ - نظريهء سوم - ارتباط و تأثير و تأثر در ميان تمدنها را نه بكلى نفى ميكند و نه بطور عموم براى همهء تمدنها اثبات ميكند
عالى و وسائل پيروزى بر طبيعت ، تقليل بيمارىها ، بوجود آوردن امنيت حقوقى و ارزش حيات و هنرهاى مثبت و غير ذلك و رشد و عظمت روحى انسانها كه آنانرا از زندگى معمولى ترقى داده بر « حيات معقول » وارد نمايد .
بنظر مى رسد اگر رشد و عظمت روحى انسانها براى به وجود آوردن « حيات معقول » در يك تمدن بعنوان هدف مطرح نگردد ، آن تمدن اگر چه داراى هر گونه نمودهاى عينى جالب هم بوده باشد ، از اصالت انسانى برخوردار نيست . بعبارت ديگر چنانكه در آغاز مباحث مربوط به تمدن اشاره كرديم تمدنى كه بر مبناى انسان محورى پىريزى نگردد ، انسان را فداى وسائلى خواهد كرد كه با دست خودش آنها را ساخته و پرداخته و در دريائى از رؤياى بىاساس در بارهء چشمگير بودن آن وسائل فرو رفته است . امروزه هنگامى كه در يك آمار نسبتا دقيق مى خوانيم : كتابخانه هائى كه در كشورهاى دنياى امروز بوجود آمدهاند ، در حدود چهار ميليارد كتاب در آن كتاب خانهها جمع شده است . چهار ميليارد كتاب غير از فيلمها و اسلايدها و ديگر منعكس كنندههاى فعاليتهاى مغزى و عضلانى جالب توجه ميباشد . اگر تخمين بزنيم كه نيمى از اين كتابها و آثار در بارهء علوم انسانى از ابعاد مختلف ميباشد . اگر از رقم دو ميليارد كتاب در علوم انسانى ، اعم از كتابهاى پزشكى با رشتههاى فراوانى كه دارند ، همچنين ادبى ، حقوقى ، اقتصادى ، هنرى ، روانى ، تاريخى ، جنگى ، و صدها موضوعات ديگر كه از اصول علوم انسانى منشعب ميشوند ، آنچه را كه مربوط به ساختن انسانها و هموار كردن راههاى رشد و اعتلاى آنان مى باشند ، كنار بگذاريم ، بدون ترديد كمتر از ده ميليون نخواهد بود . يعنى ما امروزه در حدود ده ميليون مجلد كتاب و اگر بخواهيم دقيقتر و با احتياط بگوئيم ، تعداد نه ميليون مجلد را كنار مى گذاريم و مى گوئيم فقط يك ميليون كتاب اخلاقى و مذهبى و ادبى و فلسفى مربوط به انسان سازى داريم كه مى توانيم مشتركات منطقى محتويات آنها را بر همهء جهانيان عرضه نموده ،