ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨٧ - ٥ - به تأخير افتادن مرگ
نقل شده است : الخلق كلَّهم عيال اللَّه و احبّهم اليه انفعهم لهم ( خلق همه بمنزلهء خاندان خدايند ، محبوبترين مردم در نزد خداوند سودمندترين مردم به خلق ميباشد ) اين يك حقيقت قطعى است كه اگر سود رسانيدن به مردم ، نه از روى احساسات و عواطف خام و نه از روى رسيدن به خود خواهىها و شهرت اجتماعى ، بلكه با استناد به شناخت هويت واقعى انسان كه شعاعى از خورشيد عنايات الهى است ، آن رشد و كمال را نصيب آدمى مى نمايد كه از وارد كردن ضرر بر مردم اجتناب مى ورزد و هر روزى كه عمر خود را سپرى ميكند ، با عظمت خداوندى و محبت او بر انسانها و سلطه و احاطهء مطلقهء او بيشتر آشنا مى شود ، در نتيجه لحظات عمرش را بدون احساس مسئوليت و انجام وظيفه از دست نمى دهد ، چنين « حيات معقول » آسانى محاسبه روز قيامت را مانند يك معلول بدنبال علت كامل خود مى آورد .
٥ - به تأخير افتادن مرگ - مقدارى فراوان از اختلالات حياتى ما ناشى از اضطرابات و اختلالاتى است كه در روان ما بوجود مى آيند ، و دمار از حيات ما در مى آورند . غصهها و اندوهها همانند تيشههاى مخفى به بريدن ريشههاى حيات ما مشغولند و اين شدت مقاومت و جوشش درونى حياتست كه نمى گذارد ما به سرعت از پا در آئيم و متلاشى شويم .
هيچ عاملى براى از بين بردن غصهها و اندوهها مانند احساس اشتراك با ديگر انسانها در ناملايمات و ناگوارىها و لذت بردن از رفاه و آسايش آنان وجود ندارد . هم اكنون سر به عقب برگردانيد و سر گذشت عظماى راستين جوامع و ملل را مورد دقت قرار بدهيد ، خواهيد ديد كه آنان هيچ گونه غم و اندوه معمولى كه باعث اضطراب روحى آنان بوده باشد ، نداشتهاند ، يعنى حيات آنان بازيچهء امواج غم و اندوه معمولى نبوده است . اگر چه همهء آنان از يك حالت روحى نگرانى بسيار بسيار مقدس برخوردار بودهاند ، اين