ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥١ - نوع دوم - امتياز و قدرت غير اختيارى
طولانى بودن سابقه يا هماهنگى با سياست جارى ، همهء آنان را تحت الشعاع جبرى قرار مى دهد . درست است كه نوبت گيرىها ، اغلب از قراردادها و سنن اجتماعى سرچشمه مى گيرد ، ولى در اين كه صف كشيدگان با هيچ گونه آزادى نمى توانند قراردادهاى اجتماعى را بر هم بزنند و آن پيشتازان با تكيه به همان قرار داد ، خود را مثبت و ديگر صف كشيدگان را منفى تلقى ميكنند ، از ضرورتى مانند ضرورت طبيعى برخوردار ميباشد . اگر سنت نوبت گيرى او از ضرورتهاى واقعى و منطقى اجتماعى ناشى شود ، نبايد موجب حسرت و حسادت فاقدان يا محرومان از بهره بردارى از قدرت و امتياز بوده باشد زيرا حيات اجتماعى و قوانين منطقى آن بر همه چيز مقدم است .
اما در بارهء قدرتها و امتيازات غير اختيارى محض ، بدان جهت كه دارندگان آن دو ، كوشش آزادانه و با هدفگيرى آگاهانه آنها را بدست نياوردهاند ، هرگز نبايد براى كسانى كه فاقد آنها هستند ، موجب حسرت و رشك و اندوه بوده باشد ، زيرا اين نوع قدرتها و امتيازات كمترين ارزشى براى دارندگان آنها ندارند : قدرت جسمانى و بىاختيار يك فرد ، هيچ تفاوتى با قدرت ده هزار اسبى يك ماشين نقليه ندارد . زيبائى جبرى يك صورت ، هيچ فرقى با زيبائى يك شاخه گل زيبا ندارد . حوادث محاسبه نشده اى كه بدون اختيار موجب بروز بارقههاى مغزى يك انسان مى گردد ، با ورود يك عامل انفجار به درون كوه داراى معدن و بيرون انداختن مواد مفيد آن تفاوتى ندارد .
آيا احتمال نمى دهيد كه آدميان با ادعاى پر طمطراق تكامل ، هنوز بجاى رقابتهاى سازنده و تقويت استعدادها براى خاموش ساختن شعلههاى فروزان استعدادها و ابعاد بثمر رسيدهء انسانها ، انرژىهاى فكرى و مادى كلانى را مستهلك مى سازند اى خرمن سوخته ها < شعر > ز ان كه هر بدبخت خرمن سوخته مى نخواهد شمع كس افروخته < / شعر > اين اصل استوار را بايد بپذيريم كه حق ديگران و احترام حياتى در بارهء