ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨٢ - خود شكنى يا تعديل خود خواهى بر اساس جبر تكنولوژى يا زير بناى قدرت پرستى ماكياولى
خود شكنى يا تعديل خود خواهى بر اساس جبر تكنولوژى يا زير بناى قدرت پرستى ماكياولى مسئله اين نيست كه بشر امروزى خود شكنى را بر اساس جبر تكنولوژى با زير بناى قدرت پرستى ماكياولى ، تعديل خود خواهى و پيشرفت ناميده است مسئله اين است كه مجموعهء اين خود شكنى و قدرت پرستى را با كلمهء تمدن كه داراى مفهوم آرمانى است ، به رخ بشريت كشيده و با اين كلمهء انسانى ، خود انسان را به بيگانگى از خود و ديگران مبتلا ساخته است .
اين همان تمدن است كه پايمال شدن جوامع و اقوام ناتوان را امرى كاملا طبيعى و مسابقهء قدرتمندان را با مستهلك ساختن مواد حياتى و مغزها و بودجههاى كلان كه با ارقامى شبيه به ارقام نجومى محاسبه مى شوند ، قانونى و ضرورى تلقى مى كند . حتما اين سؤال را مطرح خواهيد كرد كه شما به چه علت نام تعديل « خود خواهى » را به خود شكنى تغيير داديد ما در كشورهاى صنعتى در همهء شئون زندگى انسانها ، با رضايت و اقناع و خوشىها روبرو مى شويم و هيچ فردى را نمى بينيم كه احساس كند كه « خود » او شكسته است . پاسخ اين سؤال شما خيلى روشن است . اولا زنبور عسل و موريانهها هم ، هيچ احتمالى نمى دهند كه در برابر « خود » هاى انسانها ، خود بسيار بسيار محدود و شكسته اى دارند . ثانيا شناخت واقعيتهاى اساسى يك جامعهء انسانى را نمى توان از نمودهاى روبنائى عينى مردم آن جامعه استنباط نمود و الا مى بايست دوره - گردها و رانندگان وسائل نقليهء عمومى و گردانندگان كافهها و فروشندگان بليطهاى سينماها و ورزشگاهها ، جامعه شناسان و فيلسوفان و صاحبنظرانى برجسته در بارهء انسانها و جوامع آنان بوده باشند آنچه كه مى تواند بازگو - كنندهء واقعى شئون زندگى مردم امروزى باشد ، نظرات و عقايد محققان صاحب نظر و دور از آلودگيهاى متنوع است كه انسان را از ديدن واقعيتها منحرف مى سازد . جاى بسى خوشوقتى است كه دوران ما از وجود اين گونه