ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٣ - آيا دين اسلام با شمشير پيش رفته است
< شعر > پيش چوگانهاى حكم كن فكان مى دويم اندر مكان و لا مكان < / شعر > هر چه هست و اين حركت مرا از هر سمت كه ببرد بالاخره اين را يقين مى دانم كه دنبال آفتاب مى روم .
< شعر > گر هلالم گر بلالم مى دوم مقتدى بر آفتابت ميشوم < / شعر > امروزه اين حقيقت در تاريخ ثبت شده است كه مردم فراوانى دل به رهبر بزرگشان مى دهند و مى گويند : بيا اين دل ما ، اينان دل به يك فرد از انسان با مشخصات مخصوص و قيافه و لباس ويژه نمى دهند ، اينان دل به ادامهء حيات تجسم انسانيت مى دهند كه ساليان متمادى در نمودار شدن اين تجسم زبانهها كشيده است . اين دل دادن و دست شستن از حيات ، پاسخ عملى پوچ گرايان و سرخوشان ( هدو نيستهاى ) قرن ما است كه دلها و مغزهاى مردم جوامع را با فرمول ( هر كارى كه دارى ، انجام بده ، مرگ فرا مى رسد ) از احساس حيات خالى نموده ، بصورت وسايلى در اختيار خود خواهان قدرتمند قرار دادهاند .
آيا دين اسلام با شمشير پيش رفته است شايد همهء ما اين اتهام را در بارهء پيشرفت اسلام شنيدهايم كه اسلام به زور شمشير گسترش يافته است و اگر شمشير در كار نبود اسلام در همان شبه جزيرهء عربستان رو به جمود تدريجى مى رفت و از تاريخ مكتبها و عقايد كنار مى رفت . ما سؤالاتى براى اين تهمت پيشه گان مطرح مى كنيم : ١ - اين شمشيرى را كه در شبه جزيرهء عربستان كشف كردهايد ، آيا از نظر كميت و كيفيت مى توانيد براى ما تفسير نماييد هيچ مورخ و باستان شناسى نتوانسته است در عربستان شمشيرى را سراغ بدهد كه داراى آن قدرت باشد كه به رخ امپراطورهاى آن زمان كشيده شود . چند عدد شمشير و نيزه و تير و كمان را ياراى مقاومت در برابر اسلحهء ممتاز امپراطوران ايران و رم نبوده است . هيچ