ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٠ - ترجمهء خطبهء بيست و پنجم
روا مى داريدو بجهت اصلاح و تنظيم امور كه آنان در شهرهاى خود بوجود مى آورند و فسادى كه شما در شهرهايتان به راه مى اندازيداگر من يكى از شما را به يك كاسهء چوبين امين بدانم و آنرا به او بسپارمبيم آن دارم كه آن كاسهء چوبى را با متعلقاتش ببردبار خدايا ، من اين مردم را دچار ملالت كردهام ، آنان نيز مرا گرفتار ملالت نموده اندمن اينان را افسرده ساختهام آنان هم مرا افسرده و ناراحت كرده اندبهتر از آنان را بجاى آنان بر من عنايت فرما ، و بدتر از من را بجاى من نصيب آنان بنما . بار خدايا ، دلهاى آنانرا بگذار و آب كن ، چنانكه نمك در آب منحل مى شودهشيار باشيد ، سوگند بخدا ، دوست دارم كه بجاى شما هزار مرد سوار از قبيلهء بنى فراس بن غنمداشتم .
در چنين موقعيتى [ كه من دارم ] ، اگر آنانرا مى خواندى ، سوارانى از آنان مانند ابرهاى تندرو تابستانى به كمك تو مى شتافتندسپس آن حضرت از منبر پائين آمد .
سيد شريف رضى مى گويد : ارميهء جمع رمى بمعناى ابر استمقصود از حميم در اين شعر تابستان مى باشدشاعر بدانجهت ابر تابستانى را بالخصوص متذكر شده است ، كه ابرهاى تابستانى داراى حركت سريع و سبكرو هستند ، چون اين ابرها آب ندارند . ابر موقعى كند حركت ميكند كه پر از آب باشدو اين حالت غالبا در ابرهاى زمستانى استمقصود شاعر توصيف سرعت بنى فراس در موقع دعوت به نبرد و پناه دادن در موقع پناه خواستن استو دليل اين اين مطلب معناى مصرع اول بيت است