ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٤ - تقوى و ترس و هراس و بر حذر بودن از خدا يعنى چه
نموده است . مانند ترس از خدايى وحشتانگيز كه چماقى بدست گرفته بر سر هر كس كه مخالفتش كند ، خواهد كوبيد و مانند هراس از خدائى كه در بالاى آسمان مانند طغيانگران قدرتمند نشسته و چند فرشته هم دست بسينه در برابرش ايستاده و منتظر فرمان او هستند كه او دستور بدهد عده اى را به جهنم و دسته اى ديگر را به بهشت بياندازند براى برخى ديگر از مردم تقوى ، عبارت است از جمع كردن حواس كه در مقابل يك خداى هولناك دست از پا خطا نكنند و الا بيمار ميشوند و يا گاوشان مى ميرد و يا محصولشان بفروش نمى رسد يا فرزندش از پشت بام مى فتد و تلف مى گردد اينست خدايان عجيب و غريب كه متأسفانه گاهى در افكار متفكران حرفه اى نيز مجسم ميشوند و فورا در صدد نفى و انكار وجود او بر مى آيند . چرا باين دليل كه اين خدايان ساخته شدهء افكار بشرى مى باشند آيا خود اين انكار و نفى دليل ، آن نيست كه خود آنان دريافت عاليترى در بارهء خدا دارند كه آن ساخته شدههاى ذهنى را مطرود مى سازند چرا در بارهء آن خدا كه ما فوق صورتگرىهاى عاميانه مجسم مى گردند ، نمى انديشند چرا به آن حقيقت اعلا كه در دل پيامبران عظام و اولياء اللَّه و مردانى در رديف ابن سينا و فارابى و سهروردى و جلال الدين محمد مولوى و فريد الدين عطار و دكارت و كانت جلوه كرده است ، نمى نگرند معناى تقوى و ترس و هراس ، و بر حذر بودن از اين حقيقت اعلا ، چيزى جز اين نيست كه اى انسان ، حيات و شخصيت تو در يك محاسبهء بسيار جدى قرار گرفته است .
< شعر > هنگام تنگدستى در عيش كوش و مستى كاين كيمياى هستى قارون كند گدا را < / شعر > حافظ حتى براى اثبات پوچى حيات و شخصيت ، مجبور هستى از يك عده