ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٥ - تقوى و ترس و هراس و بر حذر بودن از خدا يعنى چه
مقدمات جدى و قضاياى واقعى بهره بردارى نمائى . و اگر در موقع عبور از اين مقدمات كه آنها را براى پوچى استخدام كرده اى ، از واقعيت آنها آگاه شوى ، در همان جا ميخكوب شده به هدفگيرى ( اثبات پوچى ) خود از آن واقعيات خواهى خنديد . بعنوان مثال اگر دگرگونى و تحول دائمى همهء اشياء را براى اثبات پوچى استخدام نمايى ، چنانكه سفسطه بازان يونان باستان انجام مى دادند ، بطور قطع واقعيت حركت و متحرك را پذيرفته اى . اگر بخواهى ريشهء اصلى ضرورت تقوى و بر حذر بودن را دريابى مضمون بيت زير را توجه فرما - < شعر > اگر يك ذره را بر گيرى از جاى خلل يابد همه عالم سرا پاى < / شعر > شيخ محمود شبسترى يك معناى ديگر براى تقوى و ترس از خدا اينست كه متوجه باشى كه تو انسان آن موجود با عظمتى كه روحى از عظمت الهى در تو دميده شده است .
تو با آگاهى به اين استعداد فوق جهان هستى و تن دادن به تحولات تكاملى تا ورود به جاذبهء ربوبى پيش خواهى رفت ، آيا خنثى كردن اين استعداد و روى خاك ريختن پيمانه اى كه از مقام ربوبى پر مى شود ، بيم و هراس ندارد < شعر > پيمانه ايست اين جان پيمانه اين چه داند از عرش مى ستاند بر فرش مى فشاند < / شعر > مولوى سرور شهيدان راه حق و حقيقت امام حسين عليه السّلام در دعاى عرفه با خدايش چنين به نيايش مى پردازد : الهى تقدّس رضاك ان تكون له علَّة منك فكيف تكون له علَّة منّى .
الهى انت الغنىّ بذاتك ان يصل اليك النّفع منك فكيف لا تكون غنيّا عنّى ( اى خداى من ، خشنودى تو پاكتر از آنست كه علتى از خود تو آنرا به وجود بياورد ، چگونه ممكن است علت خوشنودى ترا من بوجود بياورم .