ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٧ - آن كس از تهديد به جنگ مى هراسد كه از مرگ مى ترسد
و از كيست و به كيست ٢٧ ، ٢٨ ، ٢٩ ، ٣٠ ، ٣١ - هبلتهم الهبول ، لقد كنت و ما اهدّد للحرب و لا ارهب بالضّرب و أنّى لعلى يقين من ربّى و غير شبهة من دينى ( من تاكنون در زندگىام تهديد به جنگ نمى شدم و از زد و خود بيمى بخود راه نمى دادم . من بر مبناى يقين از پروردگارم و بدون اشتباه در دينم حركت ميكنم . ) آن كس از تهديد به جنگ مى هراسد كه از مرگ مى ترسد على ( ع ) و ترس از مرگ براى آن انسان كه زندگى تفسير شده و طعم « حيات معقول » را چشيده است چه باك از مرگ تهديد به جنگ آن كس را مى ترساند كه از تصور مرگ لرزه بر اندامش مى فتد . و آن كس از وحشت مرگ مى لرزد ، كه يا به خور و خواب و خشم و شهوت اين زندگانى معمولى عشق بورزد ، يا رويداد مرگ براى او تلخ و دردآور باشد ، يا قلمرو پس از مرگ را نيستى محض بپندارد . يا زندگانى او آلوده به معصيت و انحراف بوده و احتمال مسئوليت و بقاى ابدى در ذهنش بوده باشد . همه مى دانند كه هيچ يك از اين امور در بارهء على بن ابي طالب ( ع ) صدق نمى كند . چنانكه در خطبههاى بعدى خواهيم ديد اين شخصيت الهى از آغاز زندگى با چهرهء دلارام مرگ آشنائى داشته ، بارها آرزوى وصول به آن را اظهار نموده است . غذا و پوشاك و اخلاق فاضله و رياضتهاى سازندهء او بر هيچ مورخى آگاه از شخصيت وى مخفى نبوده است . غذايى پائينتر از معمولى ، پوشاكى وصله دار اخلاقى بر مبناى زهد و عرفان اسلامى مثبت . از طرف ديگر از زندگى خود كدامين شيرينىها را هدف قرار داده بود ، تا تلخى مرگ او را برنجاند اما قلمرو پس از مرگ ، هيچ جاى ترديد نيست كه على بن ابي طالب ( ع ) حيات