ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٦ - دو گروه متضاد كه يكديگر را به مرز زندگى و مرگ دعوت ميكنند
نمى خواهد ملت ديگر را همسايهء خويش ببيند ، زيرا آنها كه بقاى حكومتشان بسته به ادامهء حماقت ما است هر روز بيش از روز پيش حس خشم و كين را در روح ما مى دمند و به آتشى كه خود افروختهاند ، دامن مى زنند - اين يك نفر روسى است ، زود او را بكش و مغزش را بكوب اين ديگرى كروات است ، چرا معطلى آتش كن براى چه براى اين كه لباسش سفيد است . اين آدم را بدست خودم مى كشم و با دلى آسوده بخانه بر مى گردم . زيرا اين مرد جانى است و جنايتش اينست كه در آن سوى رود رن بدنيا آمده است رو سباخ ، واترلو ، انتقام امروز ديگر انسان مست بادهء خونريزى و جنگ است . شعورى جز براى قتل عام و ويرانى در خويش سراغ ندارد . شايد كنار سايبانى نشستن و از آب چشمه اى گوارا نوشيدن و زير درختى سر سبز مشغول رؤيا شدن و يا دل در بند عشق سپردن همه لذت بخش باشد ، اما براى بشر امروزه آنچه لذت بخش تراز اين جمله است ، لذت برادركشى است . همه جا مردمان تبر در ريشهء جان يكديگر نهادهاند و به دنبال هم تپهها و ماهورها را در مى نوردند و همه جا همراه سواران وحشت و هراس كه چنگ در يال اسبها زده در تاخت و تازند . . . در اين هنگام سپيده دم از فراز دشت و دمن سر برميزند و پيام اميد و روشنائى مى دهد . اوه راستى چقدر شايان تحسين است كه نوع انسان در آن دم كه مرغ سحر نغمه سرائى آغاز ميكند ، همچنان سرگرم كينهء مرگبار خويش باشد « اكنون كمى هم بخنديم ، بخنديم به آن تهديد و توصيه اى كه پيمان شكنان به امير المؤمنين فرستاده بودند ، ما نمى دانيم ، اين تهديد و توصيه ، خود آن حضرت را هم جدىترين قيافهء انسانى را دارا بوده ، خندانده است يا نه تهديد پيمان شكنان چنين بوده است كه اى على ، زود باش و فورا تسليم خواستههاى خود خواهانه و احمقانهء ما باش و گرنه آمادهء پيكار و نبرد باش ضمنا توصيهء خير خواهانه اى براى شما مى فرستيم و آن اينست كه در برابر حوادث و رويدادهاى خونبار جنگ شكيبا و بردبار باش اين تهديد و توصيه به چيست