ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩٥ - مسئله سوم - انسان موجودى است سياسى
قابل شكوفان شدن انسانها و بدون توجه به لزوم تنظيم مسائل اقتصادى و دينى و اخلاقى و حقوقى و اجتماعى آنان ، عامل مرگ را بر سر آنان فرو ميبارد ، و اين كوه كمترين آگاهى و تعمد در كارى كه ميكند ، ندارد ولى زمامدار كه فردى از همين انسانها است ، مى تواند همين رابطه را با آگاهى و تعمد با جامعهء خود برقرار نمايد آقاى ماكياولى چرا بجاى تيز كردن شمشير قدرتمندان خودكامه ، زمامداران و مردم را به شكوفا ساختن ابعاد و استعداد - هاى سقراطى و ابو ذرى و مارك اورل كه قطعا در نهاد انسانها وجود دارند ، توصيه نمى كنيد اگر از ديدگاه يك انسان بيطرف در برابر واقعيات ، اظهار نظر مى كنيد چرا تيغ به دست زندگى مست مى دهيد به چه دليل مردم را توصيه مى كنيد كه روابط خود را با طبيعت و قوانين آن تنظيم كنيد و نمى گوئيد كه اى مردم طبيعت را در ميدان تنازع در بقاء نابود كنيد و يا اى طبيعت ، با نيروها و قوانينى كه تو دارى ، بر سر انسانها بتاز و آنانرا اسير و بردهء خود بساز در صورتى كه انسانها نمى توانند طبيعت را از بين ببرند ، بلكه عوامل مزاحم آنرا بايد به سود زندگانى خود مهار كنند ، چنانكه طبيعت در برابر قدرت علمى و اراده و تكاپوئى كه انسان داشته است ، نتوانسته است انسان را از خود براند يا نابودش بسازد .
مسئله سوم - انسان موجودى است سياسى « گويد انسان موجودى است سياسى و طبعا فاسد و شرور و خود خواه خلق شده است ، لذا علاج دفع شرور انسانى و شرط برقرارى نظم در جامعه همانا تشكيل حكومت مطلقه و مقتدر است » تحليل و پاسخ اين مسئله در مباحث پيشين روشن شده است . در تحليل اين مسئله دو موضوع مهم را بايد مطرح كنيم :