ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٧ - آيا با ملاحظات فوق مى توانيد قانون عليت را در جوامع و تمدنها در همهء موارد بحساب بياوريد
به جنايت امتناع بورزد ، عامل اين امتناع درونى است كه لجاجت ناميده مى شود . مى گوئيم : فلان شخص يا فلان جامعه هيچ گونه فقر مادى ندارد ، پس تعدى و تجاوز به ماديات ديگران نمى كند ، بلى اگر طمعكار باشد و علاقه به داشتن مواد ضرورى معيشت در آن فرد و يا جامعه ، به عشق و پرستش مبدل شود و يا هواى تسلط بر ديگران در مغزش موج بزند ، حتما تعدى و تجاوز خواهد كرد . مى گوئيم : اگر يك مقام پرست به آرمان خود برسد و عاليترين مقام را در يك جامعه بدست بياورد ، خاطرش آرام مى گردد و به عدالت و حقگويى و حق كردارى مى پردازد . بلى ، اما ممكن است ادامهء مقام خود را در ستمگرى و باطلگويى و باطل كردارى تلقى نمايد و از حق و عدالت رويگردان شود .
بدينسان همهء شئون فردى و اجتماعى بشرى در معرض تهديد عامل درون ذاتى قرار دارد و چون محاسبهء دقيق عوامل درونى از عهدهء بررسىهاى علمى تجربى خارج است ، لذا گمان مى رود كه دخالت و وساطت ارادهء آزاد بشرى است كه فعاليتهاى فرد و جامعه را از شمول قانون عليت بر كنار مى نمايد . مثال برون ذاتى شامل همهء عوامل محاسبه ناشده ايست كه از آغاز بروز فعاليتهاى بشرى پيرامون آنها را احاطه ميكند . بدين ترتيب مى توان گفت : در محاسبهء قانون عليت در فعاليتهاى بشرى ، بايستى ديگر عوامل درونى و برونى را هم تحت بررسى قرار داد ، اگر چه پيشبينى معلول محال يا لا اقل بسيار دشوار خواهد بود ، ولى پس از صدور معلول همهء اجزاء علل آن معلول را مى توان پيدا كرد ، مگر اين كه معلول علت نوعى باشد نه شخصى . اين مطلب در شماره چهارم توضيح داده خواهد شد .
٣ - رهبرى و توجيه ارادهء آزاد انسانها بيكى از دو نوع امكانپذير است : نوع يكم - رهبرى و توجيه جبرى براى قرار گرفتن اراده در سيستم متشكلى كه رهبران ادارهء آنرا به عهده گرفتهاند ، مانند ارادههاى افراد جوامع