ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥٨ - آياتى از قرآن مجيد در بارهء عمومى بودن رسالت پيامبر اسلام بر همهء جهانيان ، اين همان رسالت ابراهيم است
مقصود از شناخت تمدنها آشنائى با شخصيتها و نوابغ و سر گذشت زندگى شخصى آنان كه بوجود آورندهء عناصر تمدن هستند ، نمى باشد ، زيرا اين طرز شناسائى از شناخت فيزيكى يك جامعه كه در برهه اى از تاريخ ، امتيازاتى را بدست آورده است ، تجاوز نمى كند . منعكس ساختن مشتى نمودها و فعاليتهاى چشمگير از جهان عينى بعنوان تبلورگاههاى فعاليت تمدنى و فرهنگى بشرى در صفحهء ذهن و صفحات كتابها كارى نيست كه ارزش تلف ساختن بيهودهء نيروهاى فكرى و عضلانى را داشته باشد . ما با پاسخ دادن به اين سؤال كه چرا بجاى مطالعه و بررسى يك بيك سنگها و صخرههاى فلان كوه و شنهاى فلان بيابان و فراز و نشيبهاى جنگلها ، به مطالعه و دقت در اهرام مصر و تخت جمشيد و طاق كسرى و مواد حقوق حمورابى و سد مأرب و ديوار چين و ارابهء جنگى آشور بانيپال مى پردازيم مى توانيم تكليف خودمان را در بارهء شناخت تمدنها و فلسفهء آن تعيين كنيم . پاسخ سؤال فوق اينست كه تمدنها و فرهنگها با كار و كوشش و هدفگيرى انسانها بوجود آمدهاند و تحقيق در بارهء آنها مى تواند كمك شايانى به معرفت ما در بارهء خواستههاى اصلى و فرعى انسان و كميت و كيفيت قدرت و آرمانهاى مادى و معنوى وى بنمايد .
از طرف ديگر هر اندازه دامنهء معلومات ما در بارهء انسان و مختصات مادى و معنوى او عميقتر و گسترده تر بوده باشد ، كوششهاى ما در شناخت تمدنها نتيجه بخشتر خواهد بود ، زيرا چنانكه گفتيم ، اين انسان است كه فرهنگها و تمدنها را بوجود مى آورد و اين انسان است كه با فعاليتهاى تجربى و تعقل منطقى اصول ثابت و عوامل بوجود آورندهء تمدنها را تصفيه نموده و بكار خواهد بست .
تعريف تمدن - بعضى از سطحى نگران گمان ميكنند كه چنانكه ما نمى توانيم در بارهء فرهنگ يك تعريف كامل و مورد اتفاق نظر پيدا كنيم ، [ حتى بعضى از پژوهشگران گفتهاند : شمارهء تعريفهايى كه در شناساندن فرهنگ