ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧٦ - با رياكارى و شهرت پرستى اعمال خود را تباه نسازيم
حقيقى جلوگيرى مى كنند .
وقاحت و بىشرمى آنان گاهى به حدى مى رسد كه با منحرف ساختن كاروانيان مسير كمال ، خود را طلبكار هم مى دانند و بر حماقت و بدبختى تشنگان كمال ابراز تأسف مى فرمايند كه اينان چه موجودات احمق و بدبختى هستند ( وَإِذا قِيلَ لَهُمْ لا تُفْسِدُوا فِي الأَرْضِ قالُوا إِنَّما نَحْنُ مُصْلِحُونَ . أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلكِنْ لا يَشْعُرُونَ . وَإِذا قِيلَ لَهُمْ آمِنُوا كَما آمَنَ النَّاسُ قالُوا أَ نُؤْمِنُ كَما آمَنَ السُّفَهاءُ أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ وَلكِنْ لا يَعْلَمُونَ . وَإِذا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قالُوا آمَنَّا وَإِذا خَلَوْا إِلى شَياطِينِهِمْ قالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ . الله يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَيَمُدُّهُمْ فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ . أُولئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ وَما كانُوا مُهْتَدِينَ . مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ ناراً فَلَمَّا أَضاءَتْ ما حَوْلَه ذَهَبَ الله بِنُورِهِمْ وَتَرَكَهُمْ فِي ظُلُماتٍ لا يُبْصِرُونَ صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَرْجِعُونَ . ) [١] ( هنگامى كه به آن تبهكاران گفته مى شود كه در روى زمين فساد براه نيندازيد ، مى گويند : جز اين نيست كه ما مصلحين هستيم . هشيار باشيد ، قطعا خود آنان هستند كه در روى زمين فساد مى كنند ولى شعور ندارند . وقتى به آنان گفته مى شود : شما هم ايمان بياوريد چنانكه مردم ايمان آوردهاند ، مى گويند آيا ما هم مانند مردم احمق ايمان بياوريم .
هشيار باشيد ، احمق تنها خود آنان هستند ، ولى درك ندارند . وقتى كه اين تبهكاران كسانى را كه ايمان آوردهاند ، ملاقات ميكنند ، مى گويند : ما ايمان آوردهايم و هنگامى كه با شياطين خود همنشين شدند ، مى گويند : ما با شمائيم ، و آنانرا به مسخره گرفتهايم . خدا آنانرا مورد استهزاء قرار داده و آنان )
[١] البقرة آيه ١١ تا ١٨