ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩٦ - راهى را پيش بگيريم كه آفرينندهء راه و مقصد معين كرده است
عملى نشدهء او را بعنوان محصول زندگانيش در جلو ديدگان او مجسم خواهد ساخت و نمى داند كه در آن حال كه او به انسانهائى كه خود را كاروان راهى تعيين شدهء رو به مقصد دانسته و پيش مى روند ، مى خندد ، نظم و واقعيت جهان هستى نيز بر او مى خندد .
گروهى ديگر از انسانها ديده ميشوند كه بطور اجمال مى دانند كه « بازى به اين درازى » نمى شود .
< شعر > كار من و تو بدين درازى كوتاه كنم كه نيست بازى < / شعر > نظامى گنجوى ولى كبر و غرور و نخوتشان نمى گذارد كه در تشخيص راه و مقصد ، به رهروان واقعى اين راه مراجعه كنند و نشانهاى راستين اين راه را از آنان دريابند .
اينان گاهى به عقل خود تكيه ميكنند . كدام عقل عقل نظرى جزئى . عقل نظرى جزئى كدامست عقل نظرى جزئى همان است كه با مقدارى مفاهيم اتخاذ شده از رابطهء حواس با سطوح ظاهرى طبيعت ، همهء مشكلات را مى خواهد حل و فصل نمايد ، با اين كه مى بيند هنوز سند صحيحى براى اثبات حاكميت مطلق خود ارائه نداده است . زيرا اگر از اين عقل بپرسيد چيست سند حاكميت مطلق تو اگر بگويد : من خودم اين دور است كه تناقض صريح در بر دارد . يا مصادره به مطلوب است كه عبارتست از تكرار ادعا براى اثبات ادعا كه خود عقل آن را امكان ناپذير ميداند . از طرف ديگر از اين عقل بايد پرسيد اين همه مكتبها و جهان بينىها و معتقدات ضد و نقيض كه بشر را كلافه كرده است ، از كجا ناشى شده است مگر نه اينست كه همه آنها تو را پشتيبان خود قرار مى دهند به اضافه اين كه عظماى معرفت بشرى نه تنها حاكميت مطلق عقل نظرى را نمى پذيرند و براى فعاليت آن حدود معينى را مشخص مى نمايند ، بلكه گروهى چشمگير از اين عظماء مى گويند :
< شعر > از رهبرى عقل به جائى نرسيديم پيچيده تر از راه بود راهبر ما < / شعر >