ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩٣ - تبصره
تاريكى تشخيص نمى دادند ، در آشيانهء تاريك خود براى خورشيد جهان افروز تعيين تكليف مى فرمودند مادر صفتانى كه به حاتم طائى كرامت مى آموختند هبنقه هايى كه راه انديشه و تعقل را بر پيشتازان عقلاى تاريخ نشان مى دادند جوجه ماكياولىها تجلىگاه حكمت الهى را درس زمامدارى تعليم مى فرمودند خدايا ، < شعر > چشم باز و گوش باز و اين عما حيرتم از چشم بندى خدا < / شعر > آخر ، چرا به نتايج تصنعها و سازشكاريهاى ضد حق نمى نگرند چرا تاريخ سر گذشت بشرى را با عبرت گيرى بررسى نمى كنند كجا رفتند آن ماكياولىها كه چند روزى گام با نخوت و كبر روى زمين برداشتند و به شمارهء نفسهاى مظلومان و بينوايان لعنت بر خود اندوخته و تاريخى پر از صفحات سياه از خود بجاى گذاشتند آن سوداگران خون انسانها گرگانى بودند كه در چنگال گرگانى درنده تر از خود ، متلاشى گشتند و مجسمههاى پليد و شيطانى خود را در گذرگاه تاريخ نصب نمودند .
مردم با دشنامهائى مانند : اى ماكياولى ، اى نرون ، اى چنگيز ، اى معاويه ، بدترين ناسزاها را به مخاطب خود نسبت مى دهند . آيا تا كنون اين همه روپوشها كه بر روى ظلم و ظالمى گذاشتهاند ، دردى از دردهاى بشرى را چاره نموده است آيا اين روپوشها توانسته است رنگ عدل و ظلم را مات نموده و وقاحتها و شرافتها را در هم بپيچد آيا با اين همه روپوشها و تصنعها توانستهاند براى عظماى بشرى بقبولانند كه ماهيت بشر آن چنان موم صفت است كه اگر خود خواهى قدرتمندان بخواهد ، بايستى از يك انسان عادل در بيست و چهار ساعت ، يك جلاد خون آشام ساخت و اين را يك پديدهء اصولى تلقى نمود ٧ ، ٨ - فاتّقو اللَّه عباد اللَّه و فرّوا الى اللَّه من اللَّه ( اى بندگان خدا ، براى خدا تقوا بورزيد ، و از خدا به سوى خدا بگريزيد . )